مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد
مشخصات بلاگ
مخروط ناقص مشکی من

روسری می گذارم و چادر مشکی بر سر می اندازم!

این نه از اجبار و سنّت خانوادگی و نه ناشی از این باور که همه باید یک شکل بپوشند و به یک شکل بیندیشند .

اما چرا با چادر سر کردن آزادی ظاهری ام را محدود می کنم؟

برای اینکه زن مسلمان باید حجاب داشته باشد.

برای اینکه با آن احساس امنیت و آرامش می کنم .

برای اینکه میخواهم بهترین حجاب را داشته باشم .

برای اینکه با آن حس کامل بودن دارم .

برای اینکه در این روزگار احساس متفاوت بودن دارد.

برای اینکه حق دارم پوششم را خود برگزینم .

برای اینکه چادرم را دوست دارم!

برای اینکه باور دارم من با چادرم از خیلی ها آزادتر هستم!

به باور من چادرم نماد ارزشهای من است .

ارزشهایی چون رهایی و نجابت

سمبل زن ایرانی ...

چادرمشکی ام پرچم افتخار من است!

چادر مشکی ام را با هیچی در دنیا عوض نمی کنم!


-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ب.ظ

زیباترین قاب دنیا


تا حالا فکر کردید زیباترین قاب دنیا می تواند چه شکلی باشد؟؟

از نظر من زیباترین قاب دنیا مطمئنا قاب چادرم هست ! 

می دانم کمی خودخواهانه است ...

اما تصور کن وقتی چادر مشکی ام را کمی روی صورتم جلو می کشم ...

با غرور تمام از میان انبوه نگاه ها می گذرم ...

آنگاه من می مانم و نور  ...

و چه زیباست انعکاس حیا از پشت این زیبا ترین قاب دنیا .



        




عکس : ak30.ir


۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۲۲:۴۲
سارا سماواتی منفرد
پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ب.ظ

زندگی


زندگی همچون بادکنکی در دست های کودکی است !!

.

.

.

.

.

که همواره ترس از ترکیدنش لذت داشتن آن را از بین می برد . . .

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۶
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۷ ق.ظ

دهقان فداکار


ریز علی


دهقان فداکار را یادتون هست ؟؟؟

یادش بخیر ...

چه مشق ها و دیکته هایی از روی درسش نوشتیم ...

اما اصل موضوع را شاید یادمان رفته باشد ! یا شاید هم نفهمیدیم ...

در خبرها آمده بود :

" حال دهقان فداکار خوب نیست و به علت عارضه کلیوی در بیمارستان بستری شده است . "

آرزوی سلامتی و بهبودی برای ریزعلی خواجوی ...




بعدا نوشت :

 

اسم واقعی دهقان فداکار ازبر علی حاجوی است نه ریز علی خواجوی .

داستان معروف او در آذر ماه سال چهل دو و در سی و دو سالگی او اتفاق افتاده است.

برخلاف آنچه در کتاب درسی خوانده ایم او وقتی ریزش کوه را دید و جهت توقف قطار پیراهنش را آتش زد اینکار باعث توقف قطار نشد و تنها وقتی با تفنگ شکاریش چند تیرشلیک کرد مسئولان قطار متقاعد شدند که قطار را نگه دارند .

جالب است بدانیم وقتی قطار ایستاد مردمی که او برای نجات جانشان تلاش کرده بود وی را کتک مفصلی زدند و از خجالتش در آمدند !

این از همان نکات جالب و قابل تامل داستان واقعی دهقان فداکار اهل شهرستان میانه است.


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۷
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

می خواهم ساده باشم !


این روزها بیشتر از پیش متفاوت بودن را دوست دارم
یکجور وجه تمایز با دیگران ؛ نمی دانم چرا ؟؟ ولی می خواهم متمایز باشم !
شاید همین چند روز ولی احساس خوبی دارد ...
در همه چیز از ظاهر و لباسهایم گرفته تا برنامه های روزانه و شخصی .
فکر می کنم ساده بودن این روزها وجه تمایز بسیار بزرگی باشد ...
ساده رفتارکنی
ساده بخوری
ساده حرف بزنی
ساده فکرکنی
ساده بپوشی
ساده و بدون آرایش ...
بدون ماسکی بر چهره
ساده همانند خودت ...
سادگی زیباست !
و اما چه تفاوت زیبایست چادر مشکی ام ...
دوستش دارم این متفاوت ترینم را
سادگی ام با چادرم کامل می شود
پس ساده بودم را دوست دارم

زیبایی در سادگی است .

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۹
سارا سماواتی منفرد