مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد
مشخصات بلاگ
مخروط ناقص مشکی من

روسری می گذارم و چادر مشکی بر سر می اندازم!

این نه از اجبار است و نه ناشی از این باور که همه باید یک شکل بپوشند ، یک شکل اندیشه کنند و یک چیز ببینند .

اما چرا با چادر سر کردن آزادی ظاهری ام را محدود می کنم؟

برای اینکه زن مسلمان باید حجاب داشته باشد.

برای اینکه با آن احساس امنیت و آرامش می کنم .

برای اینکه با آن حس کامل بودن دارم .

برای اینکه در این روزگار احساس کمی متفاوت بودن دارد.

برای اینکه هیچ وقت اجازه نخواهم داد حریم بین ما شکسته شود .

برای اینکه حق دارم که پوششم را خود برگزینم .

برای اینکه چادرم را دوست دارم!

برای اینکه من با چادرم از خیلی ها آزادتر هستم!

برای اینکه چادرم نماد ارزشهای من و یک سمبل است :

نماد رهایی و نجابت ...

سمبل زن ایرانی ...

چادرمشکی من ؛ پرچم افتخار من است!

من چادر مشکی ام را با هیچی در دنیا عوض نمی کنم!

من عاشق حجابم هستم .

-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

جمعه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۴ ب.ظ

ویرایش

 

هر از گاهی باورهایتان را ورق بزنید و کمی ویرایش کنید .

شاید صفحه ای باید اضافه و یا حذف شود ...

 

 

سید علیرضا شفیعی مطهر

۱۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۵۴
سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ

فکر و خیال

 

برایت زندگی فکر و خیال بهتری دارد

برو ، گاهی نباشی حس و حال بهتری دارد

 

به چشمت دود خواهد رفت اما یاد می گیری

که هیزم هرچه محکم تر ، زغال بهتری دارد

 

به دنیا اعتمادی نیست با این ظاهر زیبا

همیشه مار سمی خط و خال بهتری دارد

 

چه فرقی بین پاییز و بهارش دیده همسایه

که باور می کند امسال ، سال بهتری دارد

 

بیابانها نمی دانند حال باغبان را

دلش خون است هرکس پرتغال بهتری دارد

 

کنارم مینشینی اتفاق خوب می افتد

تو نیت می کنی هر بار ، فال بهتری دارد

 

همین امروز و فردا میروی من خاطرم جمع است

برایت زندگی فکر و خیال بهتری دارد ...

 

شاعر : حسن توکلی

۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۰۰
شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۹ ب.ظ

مردی نمی بینم !

 

  نقل می کنند روزی که منصور حلاج*را جهت اعدام به پای چوبه دار در میدان شهر می بردند، خواهرش برای آخرین وداع با برادر به آنجا می آید و چون سراسیمه و شتابان بوده سربندش را فراموش می کند .
مردان حاضر در میدان همه بانگش می زنند که حجابت کو ؟؟!!
او پاسخ می دهد که : " در این جمع جز "منصور" مرد دیگری نمی بینم و او هم محرم است ! "

 


 

* ابو المغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر معروف به حسین بن منصور حلاج از معروف‌ترین عرفا و شاعران سده سوم (هـ.ق) بوده‌ است.

او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد و به خاطر عقایدش و آموزه‌های که نشر می داد به کفر گویی متهم شد .

قاضی بغداد به دستور ابوالفضل جعفر مقتدر ، خلیفه وقت عباسی حکم اعدامش را صادر کرد و او را پس از تازیانه مفصل به دار آویختند .

۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۳۹
سارا سماواتی منفرد
پنجشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ق.ظ

من را برای حجابم سرزنش نکنید !

 

دوست من می دانی ... ؟؟ !!

با عِلم حجاب داشتن کار هر کسی نیست ... !

جرأت می خواهد و اعتماد به نفس .

حجابم به من قدرت میده !

حجابم تأکید میکنه که من برای خودم ارزش قائلم !

پس من را برای حجابم سرزنش نکنید !

 

 

۱۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۰
سارا سماواتی منفرد
سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۰۰ ب.ظ

آن کوچه

 

بی تو مهتاب شبی ، باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۰۰
يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۱۵ ق.ظ

روزهای کودکی

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ...

آن زمان که پدر تنها قهرمانم بود !

عشق تنها در آغوش مادر خلاصه می شد ...

شانه های پدر بالاترین نقطه کره خاکی !

تنها درد من ، زخم زانوهایم !

بدترین دشمنم ، دختر عموی حسودم .

تنها چیزی هایی که می شکستند ، اسباب بازیهایم بودند .

آرزوی بزرگم داشتن یک دوچرخه جدید قرمز رنگ !

بزرگترین تجربه ام از استرس دیده نشدن موقع ناخنک زدن به خوراکی های یخچالمان !

و معنای قهرم تا قیامت ... خداحافظ تا فردا بود !!

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۱۵
سارا سماواتی منفرد
جمعه, ۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۵۴ ب.ظ

عادت نکنید !!

 

یک سوال ؟!!

اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شده‌اید نگران نمی‌شوید؟

البته که می‌شوید ! سراسیمه به بیمارستان تلفن می‌زنید !

الوو ... اورژانس؟ کمک ... کمک ... من چاق شده‌ام‌ !                                                 

اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد ...

یک کیلو این ماه و یک کیلو ماه آینده و ...


آیا باز هم همین عکس العمل را نشان می‌دهید؟

نـه! با بی‌خیالی از کنارش می‌گذرید.


برای کسانی که ورشکسته می‌شوند ، اضافه وزن می‌آورند یا طلاق می‌گیرند یا آخر ترم مشروط می‌شوند این حوادث دفعتاً اتفاق نمی‌افتد !!


یک ذره امروز، یک ذره فردا و سر انجام یک روز هم انفجار و سپس می‌پرسیم :

چرا این اتفاق افتاد؟

زندگی ماهیّت انبار شوندگی دارد .

هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می‌شود ، مثل قطره‌های آب که صخره‌های سنگی را می‌فرساید.

اصل قورباغه‌ای به ما هشدار می‌دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می‌کنید باشید!

ما باید هر روز این پرسش ها را برای خود مطرح کنیم :


به کجا دارم می‌روم ؟

آیا من سالم‌تر ، مناسب‌تر ، شادتر و ثروتمندتر از سال گذشته‌ام ؟

 

و اگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم .

 



برگرفته از :     آخرین راز شاد زیستن
نوشته :      آندرو ماتیوس
 

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۴