مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۶۸ مطلب با موضوع «می نویسم ؛ پس هستم» ثبت شده است

 

این چند روز فرصتی شد تا هم یک کتاب که خوانده بودم معرفی کنم و هم یک روزانه نوشت داشته باشم و هم یک مطلب در مورد مناظره انتخاباتی کار کنم !

حالا اگه گفتید نوبت چیه ؟؟

دعوت خودم به یک چالش smiley

دیدم بعضی وبلاگ ها چالش محتویات کیفشون را به دعوت دوستانشون انجام دادند من هم چون دیدم حالا ممکنه دیگه بعدا وقت نکنم قبل از اینکه منتظر دعوت بشوم برای اولین بار به دعوت خودم تو این چالش شرکت کردم wink

 

این هم محتویات کیفم :

 

 

سارا سماواتی منفرد
۱۷ خرداد ۰۰ ، ۱۸:۱۰ ۶ نظر

مناظره اول کاندیداهای ریاست جمهوری امسال هم پخش شد.

از تهمت زدن ها و تخریب ها که بگذریم که فکر کنم دیگه مثل سابق در تغییر وضعیت و دیدگاه های افراد موثر و تعیین کننده نباشد برویم سر اصل مطلب و اینکه اوضاع خوب نیست را همه می دانند و اینکه مشکلات هم چه چیزهایی هست باز تقریبا همه می دانند.

بالطبع در پس این دانستن ها یک سری راهکارها هم برای رفع آن مشکلات از سوی نامزدهای محترم ریاست جمهوری بیان می شود.

خوب تا اینجا همه چیز درست و منطقی است و از این به بعد هست که مهمه و کسی جواب درستی بهش نداد !!

چگونه قرار هست فلان کار و بهمان کار انجام شود؟

این چگونه انجام دادن هست که مهمه و حتی قاطعیت و پیگیری هم در اینجا بحث فرعی هست.

 

چگونه انجام دادن وقتی مطرح شود تازه می شود در مورد اجرایی بودنش کارشناسان نظر بدهند وگرنه به قول آقایان در وعده و وعید دولت های پیشین اصلا کم نگذاشته اند؟

مثلا وعده افزایش تولید از طریق صادرات ؟!

این در چه بستری قرار هست اتفاق بیافتد؟ پول صادرات قرار هست برگردد یا قرار هست تهاتری کار کتیم؟

تحریم ها چه می شوند؟

قرار است فقط به همسایگان صادر کنیم ؟

نقش سیاست در اقتصاد چیست ؟

و خیلی سوالات دیگه ...

وعده پانصد میلیون وام ازدواج آیا با تورم پنج درصدی همخوان و شدنی هست !  (((-:

این ها مشت نمونه خروار بود و هنوز یک علامت سوال بزرگ وجود دارد که بدون کلی گویی گفته شود : چگونه ؟؟

راستش من قانع نشدم اما از صلابت و قاطعیت آیت الله رئیسی خوشم آمد.

آقای زاکانی حاضر جواب و مسلط ظاهر شد.

از تحریک آذری زبان ها اصلا خوشم نیامد.

استفاده ابزاری از خانم ها هم خوب نیست به خدا !

و اما تا بعد ...

 

سارا سماواتی منفرد
۱۶ خرداد ۰۰ ، ۰۹:۳۰ ۷ نظر

 

پنج شنبه شب حالم خیلی خراب بود و هنگام خواب دچار تب و لرز شدم تا صبح نخوابیدم.

جمعه صبح گلوم درد می کرد و گوش سمت راستی ام کبپ شده بود و بینی ام هم گرفته بود.

نشانه های سرماخوردگی داشتم اما علی گفت تو رادیو شنیده که الان دیگه سرماخوردگی نداریم و هرکی علائمی مثل سرماخوردگی داشت حتما کرونا دارد.

هردومان استرس شدیدی داشتیم و سرانجام بعد از کلی این دست و آن دست کردن به پیشنهاد علی رفتیم بیمارستان آتیه و تست پی سی آر دادیم.

تا فرداش که جواب بدهند مردیم و زنده شدیم و شب اصلا نتوانستم بخوابم.

علی سعی می کرد فضا و ذهنم را عوض کنه و دلداریم می داد.

از این بدتر وقتی بود که تو جواب آزمایش هردوتایمون کلمه positive را دیدم ... فقط می توانم بگم کلافگی تا به این حد نداشتم.

ما هم جزوه آمار شدیم sadindecision

آمارها را به سادگی نگاه نکنید همه آنها آدم هایی هستند که زندگی دارند و در حال زندگی کردن با تمام ویژگی های خوب و بدش هستند و فردا ممکنه ...

تو این روزها و ماه عزیز التماس دعا.

سارا سماواتی منفرد
۳۰ فروردين ۰۰ ، ۱۸:۳۱ ۱۳ نظر

 

نمی خوام غُرزده باشم اما سالی که گذشت را اصلا دوست نداشتم.

در مورد ایران و جهان و امثالُهم نمی گویم حرفم در مورد خودم هست.

امسال بی هیچ تحولی در فضای اضطراب و نگرانی ناشی از کرونا به سرعت برق و باد گذشت.

من همان جایی که بودم هستم و کلا درجا زدم و به نسبت دیگران شاید عقبگرد هم کردم.

منظورم در مورد برنامه های شخصی و علایق شخصی ام هست و اصلا امسال کارنامه خوبی برای خودم نداشتم.

این را چند روز مانده به سال جدید می گویم تا عزمم را برای بهتر شدن و تغییرات و انجام تکالیف برزمین مانده در سال جدید جزم کنم.

تا از خودم انتقاد نکنم و تصمیم درونی به تغییر نگیرم حرکتی را شروع نمی کنم.

امثال خیلی تنبل بودم ...

امسال را دوست نداشتم ...   

 

شما چطور ؟؟ امسال را دوست داشتید ؟

 

     

سارا سماواتی منفرد
۲۳ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۰۰ ۹ نظر

 

حالا که آبها تقریبا از آسیاب افتاده و سیل ویرانگر اخبار و حوادث مهم و بی اهمیت هر روز غبار فراموشی بر ذهن ها پراکنده و دیگه پای واکنش هیجانی هم در میان نخواهد بود و الان همه در تعقیب سمّیه هستند که داستانش چه شد بد نیست یک موضوع تاریخ گذشته که واقعا آن زمان فکرم را حسابی مشغول خودش کرد و خوب می خواستم در موردش بنویسم اما ننوشتم را دوباره پیش بکشم !

رفتار نماینده سبزوار در حین قانون شکنی و نگاه متکبرانه و فراتر از قانون پنداری خودش با یک سرباز وظیفه یک لا قبا ( شاید گستاخ و آموزش ندیده ) به نظرم اتفاق مهم و تکان دهنده ای بود که نباید سرسری ازش گذشت.

مدت ها است که ذهنم درگیر این هست که مگر یکی از اهداف انقلاب اسلامی ( که چهل و دوّمین سالگردش را چندی پیش جشن گرفتیم ) رسیدن به عدالت اجتماعی و جمع شدن بساط شازده بازی و الیگارشی دوران قبلی نبود ؟

اما حالا پس از عبور از سالهای اولیه انقلاب الان به جایی رسیدیم که بعضی ها طوری رفتار می کنند که گویی از مردم طلبکارند و ایران و اکثریت غالب مردم به آنها بدهکار و آنها ارباب و اینان رعیت آنها هستند.

 

به همین حد اکتفا می کنم چراکه همین حد اشاره برای تلنگر بر ذهن ها کافیست .

 

در کتاب " مزرعه حیوانات  " پس از بیرون راندن جونز مزرعه دار یکی از اصول چندگانه حیوانات که به دیوار مزرعه زده بودند این بود :

" همه حیوانات برابرند "

اما بعد از مدتی یک روز صبح که همه حیوانات قصّه بلند شدند و دیوار مزرعه را نگاه کردند دیدند قسمتی از شعارشون تغییر کرده و شده است :

" همه حیوانت برابرند اما بعضی برابرترند! "

 

 

سارا سماواتی منفرد
۲۲ اسفند ۹۹ ، ۱۸:۱۰ ۱ نظر

 

یک نصیحت قدیمی هست که حالا یکجورایی نقل به مضمون میگه :

« با مردم همانطوری رفتار کن که دوست داری آنها با تو رفتار کنند »

خداییش اگه این جمله نصیحت وار ملاک رفتار آدما میشد خداییش چند درصدد اوضاع و احوال دنیا و جوامع و حتی در مقیاس کوچکتر خانواده ها و حتی روابط فردی بین آدما بهتر میشد؟

دنیا جای بهتری نمی شد؟

شایدم اینجوری بود ...

« هرچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند »

حالا زیاد مهم نیست جمله اش چی بود ! مهم معنای مستتر در آن هست.

یک هشتک میشه ازش در آورد ؟

اصلا خودخواهی ها و خود برتر بینی و غرور و تکبر کاذب و ... وَ وَ وَ ما میزاره کارها درست پیش بره ؟

 

سارا سماواتی منفرد
۲۲ بهمن ۹۹ ، ۰۹:۲۰ ۱۱ نظر