مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۱۴ مطلب با موضوع «می نویسم ؛ پس هستم :: اندیشه های سبز» ثبت شده است

 

یک نصیحت قدیمی هست که حالا یکجورایی نقل به مضمون میگه :

« با مردم همانطوری رفتار کن که دوست داری آنها با تو رفتار کنند »

خداییش اگه این جمله نصیحت وار ملاک رفتار آدما میشد خداییش چند درصدد اوضاع و احوال دنیا و جوامع و حتی در مقیاس کوچکتر خانواده ها و حتی روابط فردی بین آدما بهتر میشد؟

دنیا جای بهتری نمی شد؟

شایدم اینجوری بود ...

« هرچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند »

حالا زیاد مهم نیست جمله اش چی بود ! مهم معنای مستتر در آن هست.

یک هشتک میشه ازش در آورد ؟

اصلا خودخواهی ها و خود برتر بینی و غرور و تکبر کاذب و ... وَ وَ وَ ما میزاره کارها درست پیش بره ؟

 

سارا سماواتی منفرد
۲۲ بهمن ۹۹ ، ۰۹:۲۰ ۱۱ نظر

 

   خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آنرا به تملک خود درآوری ...

                خوشبختی کیفیت تفکر است .

                                          حالت روحی است .

                                                     خوشبختی ... وابسته به جهان درون توست  !

۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۷:۰۰ ۱۲ نظر

 

چایت را بنوش !

نگران فردایت نباش !

از گندمزار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها ...

 

 

نیما یوشیج

۲۶ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۴۵ ۹ نظر

 

من خودم هستم ، بی خود این آیینه را روبروی خاطره نگیر !

هیچ اتفاق خاصی نیافتاده است !

تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم !

 

 

 

سید علی صالحی

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۰ ۱۴ نظر

 

روز شماری مکن !

حتی اگه فکر می کنی در مهلکه افتاده ای روز شماری مکن .

حالا هم لحظه شماری مکن ! شب نمی تواند تمام نشود .

طبیعت شب آن است که به سوی صبح برود ، نمی تواند یگ جا بماند مجبور است بگذرد اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظه ها کنی ، خودت لحظه ها را سنگین و سنگین تر می کنی !

بگذار شب هم راه خودش را برود ...

 

 

متن از :   محمود دولت آبادی

 

پ.ن

این روزها حال همه چیز خراب است از آب و هوا و اقلیم کشور گرفته تا جامعه و اقتصاد و حال و روز مردمان اطراف .

این روزها حس و حال هیچ کاری ندارم حتی نوشتن  ...

فقط نگاه می کنم ...

سارا سماواتی منفرد
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۵ ۱۱ نظر

 

یا رفیق من لا رفیق له ...

امشب تو دعای جوشن صدایش زدم !

ای رفیق کسی که رفیقی نداره ...

رفیق از ریشه " رفق " در زبان عرب می آید ؛ یعنی کسی که مدارا می کند و همدمت می ماند.

حضرت رفیق ! مدارا می کنی و من این را می فهمم ...

اما اگر تو مدارا نکنی ، چه کسی در این جهانِ دروغ و در میان آدم های دروغین تَرَش قرار است با من مدارا کند ؟؟

حضرت رفیق ! دلم قرص است به همین معنای رفیق که تا آخرش هستی کنار من ...

تو دستت را رها نمی کنی و خودت نگذار که دست من رها شود .

رفیق من بمان برای من و همه کسانی که رفیقی جز تو ندارند ...

وقتی تو را دارم همه جهان را دارم ...

 

متن از : مژده لواسانی  (با اندکی تغییرات )

۱۴ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۲۸ ۱۲ نظر