مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۸ مطلب با موضوع «می نویسم ؛ پس هستم :: حجاب» ثبت شده است

 

چادرم را محکم می گیرم در حالی که مرا در آغوش گرفته !

در آغوشش ناپیدا می شوم  تا شاید پیدا شوم !!

یواشکی و آرام هر لحظه نوازشم می کند تا بدانم حضورش را ...

قصّه من و چادرم را غصّه نخوانیدش چراکه این قصّه عشق است نه مَشق.

دلبسته چادرم هستم به همین سادگی !!

تو می توانی برای دوست داشتن هایت دنیا دنیا دلیل ردیف کنی اما آیا می توان از کسی که عاشق است دلیل پرسید؟؟؟

فقط می دانم دنیای دو نفره ما همه چیز دارد !!

 

پ.ن

  • بیست و یکم تیر ماه در تقویم ملی روز حجاب و عفاف هست.
  • این روزها حرف از حجاب شاید برای بعضی ها مضحک به نظر برسد و به قولی گوش شنوایی هم ندارد !! البته اصلا مهم نیست چون هرکی می تواند نظرات خودش را ضمن احترام به نظرات دیگران داشته باشه و نکته مهم همین هست البته اگه بفهمیم.
  • چادر فقط یک حجاب است و بدون چادر هم می توان حجاب کامل داشت و چادری بودن کسی را مقدس نمی کند.
  • حجاب فقط مختص زنان نیست.
  • حجاب آقایان مهمتر است و این بی اختیاری که در خصوص حجاب برای خود قائل هستند هیچ مبنایی ندارد.

 

 

سارا سماواتی منفرد
۲۱ تیر ۹۹ ، ۱۷:۱۵ ۷ نظر

 

شیطان بر آن گردیده تا از تو بگیرد

با اسم روشن فکر ، فکر روشنت را

با تیغٍ تبلیغ آمده صَد پاره سازد

چادُر که نه ! بهتر بگویم جوشنت را

ترسانده حزبِ بادها اهتزازَش

این پرچمی که ذلّه کَرده دشمنت را

تو سرزمین حُجبی و این پرچم ناب

داده نمایش اقتدار میهنت را

این سر به زیری سر بلندت کرد و دشمن

طاقت ندارد نحوه جنگیدنت را

چادر عزیزت کرده و خوب است این که

با حُسنِ یوسف بافتی پیراهنت را ...


 

پ.ن :

یک : شاعر این شعر آقای محسن کاویانی است.

دو : به سکه دو روی حجاب اجباری و نیز ولنگاری و نادیده انگاشتن مبانی فرهنگی و اخلاقی جامعه اعتقادی ندارم .

سه : حجاب فقط چادر نیست .

 

۲۲ تیر ۹۸ ، ۱۷:۵۹

 

اولین چادر مشکی من یک هدیه بود !

هدیه ای ویژه به واسطه یک سفر !

چادر تو زندگی من خیلی یک دفعه ای آمد و خیلی آهسته و آرام جایش را برای همیشه در دل من باز کرد و همیشگی شد  ...

این قشنگ ترین تحول ماندگار در زندگی من و ماجرای آن از شیرین ترین خاطراتم هست ...

 

سارا سماواتی منفرد
۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۰ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ نظر

 

دوست من می دانی ... ؟؟ !!

با عِلم حجاب داشتن کار هر کسی نیست ... !

جرأت می خواهد و اعتماد به نفس .

حجابم به من قدرت میده !

حجابم تأکید میکنه که من برای خودم ارزش قائلم !

پس من را برای حجابم سرزنش نکنید !

 

 

سارا سماواتی منفرد
۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۰ موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۷ نظر

امروز اول فوریه روز جهانی حجاب ۱ بود ...

در کشوری که در آستانه سی و نهمین سالگرد انقلابش می باشد و از قضا یکی از نماد های آن انقلاب هم به گواه تاریخ و هم سخنان رهبرانش حجاب زنان و بازگشت جامعه به رویکرد دینی و باورهای مذهبی بود حال چند روزی و شاید هم چند هفته ای است عده ای از زنان و دختران همان جامعه که در سیستم آموزشی برآمده از انقلاب پرورش یافته و رشد کرده اند شعار آزادی حجاب سر می دهد و روسری خویش را بر سر تکه چوبی می بند و بالای دستانشان می گیرند !!!!؟؟

چرا ؟

 

دوست دارم هرکسی مطلب را می خواند نظرش را هر چند کوتاه در این مورد بیان کند (ممنون میشم)

 

قبل از اینکه بلافاصله با عینک بد بینی صورت مساله را پاک کنیم و بگوییم کار،کار دشمن است ( البته منکر تحریک بیرونی تا حدی نمی توان شد ) و اینان فریب خورده و نادان هستند باید کمی اندیشید که چه شده که به اینجا رسیدیم؟ یا شاید چه کار کرده ایم که به اینجا رسیدیم ؟

البته این حرکت در حال حاضر محدود است و نمی توان آنرا به کل جامعه تعمیم داد اما همین مقدارش هم جای سوال و تفکر دارد .

منتظر نظراتتون هستم ...

 


( ۱ )  ابتکار نامگذاری این روز متعلق به نظمه خان یک زن مسلمان آمریکایی و پس از واکنش‌های اسلام هراسانه ناشی از واقعه ۱۱ سپتامبر می باشد .

در روز جهانی حجاب زنان غیر مسلمان از ادیان مختلف یک روز را با حجاب گذرانده و تجربه خود از حجاب را بیان می‌کنند.

در ایران هم ۱

سارا سماواتی منفرد
۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۰۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹ نظر

چند روز پیش در مقابل اصرار خیلی زیاد یکی از همکلاسی های سابقم وسوسه شدم که در دورهمی آنها برای اولین بار شرکت کنم ؛ خوب در این سال ها تنها با میزبان گهگاهی ارتباطات و تماس تلفنی داشتم . 

وقتی به خانه دوستم رسیدم اولین مهمان بودم و بالطبع جز میزبان که شناخت بیشتری نسبت به من داشت بقیه ورود من را ندیدند و وقتی که بقیه مهمان ها آمدند

سارا سماواتی منفرد
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۷:۲۰ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۷ نظر