مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

کوری

جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ۱۱:۰۵ ق.ظ

 

... معرفی کتاب ...

 

رمان کوری حکایت یک همه گیری جمعی است ! یک نابینایی دسته جمعی در شهری بی نام و نشان و در میان انسان هایی که حتی نامشان را هم نمی دانیم و آنها را با شغلشان یا علائم ظاهریشان خواهیم شناخت !

چندباری تو سایت های کتاب اسمش توجهم را جلب کرده بود و کنجکاو بودم روزی بخوانمش و تا اینکه آن را بطور اتفاقی دربین کتاب های کتابخانه کوچکِ دوستم دیدم و خواندن مقدمه مترجم باعث شد تا کتاب را برای مطالعه قرض کنم.

با آن چیزی که من در موردش فکر می کردم متفاوت بود و یک مقدار در بعضی از صفحات حوصله سر بر هست شاید هم این احساس ناشی از این باشد که از موضوعات اینچنینی زیاد فیلم دیده ام و در مقایسه با آنها جذابیت چندانی برایم نداشت.

ولی این چیزی از ارزش این کتاب کم نخواهد کرد و یقینا یادآوری اینکه موقعیت انسان بعنوان حاکم مطلق کره زمین که تا چه حد متزلزل و آسیب پذیر است ( همین کرونا که تازه شروعش هست راببینید ) . 

کوری در واقع انتقادی به هنجارهای اجتماعی جهان مدرن است. 

 

                                 ه  

تاکید نویسنده  «  ژوزه ساراماگو » براین حقیقت است که اعمال انسانی در موقعیت معنا می شوند.

کوری یک اثر تمثیلی بیرون از حصار زمان و مکان است که آشفتگی انسان معاصر را به تصویر می کشد و سعی در نقد اطاعت کورکورانه ، خشونت و میلیتاریسم در درون داستانش دارد.

مثل همیشه بهتر است داستان را لو ندهم تا اگر خواستید بخوتنید لذت کشفش کم نشود.

ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی این کتاب متولد ۱۹۲۲ میلادی است و نخستین رمان خود به نام «  کشور گناه » را در سال ۱۹۴۷ نوشت و در دوران دیکتاتوری سالازار او به حزب کمونیست پرتغال پیوست ولی خودش در جایی گفته است :

« که هیچگاه ادبیات را در خدمت ایدئولوژیش بکار نبرده است. »

گفتنی است که این کتاب جایزه ادبی نوبل ۱۹۹۸ را هم نصیب ساراماگو کرده است و بارها در ایران تجدد چاپ شده است.

آخر اینکه پایان کتاب بی شباهت به خیلی از فیلم های ایرانی نیست .

 

 

گزیده ای از متن از کتاب

به پسرک گفت: نخور ! دیگر نخور ! الان همه مان آب تازه می خوریم. به آشپزخانه رفت و با یک بطری برگشت ، نور از ورای بطری می درخشید و باعث می شد محتوای گرانبهایش برق بزند. بهترین لیوانهایشان را هم آورد و گفت حالا دیگر همه باهم بنوشیم ، دست های لرزان کورمال کورمال لیوان ها را سراغ کردند.

 

۹۹/۰۸/۲۳
سارا سماواتی منفرد

رمان خارجی

کتاب

نظرات  (۱۴)

۲۳ آبان ۹۹ ، ۱۱:۳۳ سارا سماواتی منفرد
تکمله :

این نسخه چاپ بیست و یکم ( 1394 ) از نشر علم در ۳۶۶ صفحه بود و مترجمش هم مینو مشیری است.

از آثار دیگر ساراماگو می توان به :

کشور گناه ( 1947 )

بالتازار و بلیموندا ( 1982 )

انجیل به روایت عیسی مسیح ( 1992 )

تمام نام ها ( 1997 )

اشاره کرد.
پاسخ:
آخ یادم رفت بگم قیمت این چاپش 24500 تومن هست که البته الان صد البته گرانتر شده
۲۳ آبان ۹۹ ، ۱۲:۱۳ محسن رحمانی
سلام

فرصت کردم و کتابشو پیدا کردم حتما میخونمش.
ممنون.
پاسخ:
سلام

ممنون ((-:

آقای رحمانی می توانید اگر دوست داشته باشید از نرم افزارهای فیدیبو و طاقچه هم برای مطالعه با هزینه کمتر استفاده کنید.
سلام
با اتفاقات این روزها باید بفهمیم حتی حاکم خودمان هم نمی توانیم باشیم چه برسد به کره ی زمین!!

ممنون از معرفی کتاب
پاسخ:
سلام
من که فکر می کنم انسان مغرور به این زودی ها بیدار نمیشه 😥😥😥

ممنون از اینکه خواندی ...
۲۳ آبان ۹۹ ، ۱۹:۰۷ |•° ن.م °•|
فکر میکنم اسمش رو شنیدم!!
ولی جوره دیگه های دربارش فکر میکردم:)
پاسخ:
من هم فکر می کردم موضوعش چیز دیگه ای باشه 
ممنون از اینکه خواندی 🌺🌺🌺
۲۳ آبان ۹۹ ، ۲۰:۴۱ جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
کوریِ ساراماگو و ویروس کرونا خیلی تامل برانگیزن برای ما که معنا رو گم کردیم.
پاسخ:
ممنون از اینکه خواندی 🌺🌺🌺
کرونا که در حال تغییر مختصات فکری من هست 😑
۲۳ آبان ۹۹ ، ۲۰:۵۶ محسن رحمانی
ممنون .
پاسخ:
🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏 خواهش می کنم.
۲۳ آبان ۹۹ ، ۲۲:۳۷ جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
تغییر به چه سمتی؟
پاسخ:
اینکه تو همین معرفی کتاب هم توضیح دادم بدجور آسیب پذیر و شکننده هستیم 
دیگه زیاد به فرداهای دور دست فکر نمی کنم و این تغییر مثبتی هست یعنی زندگی در حال و قدر لحظه ها را دانستن و محبت بیشتر به عزیزان که درگیری های روزهای عادی گذشته  گهگاهی گرد غفلت را به ارمغان می آورد.
فکر می کنم یواش یواش در حال نزدیک شدن به یک بحران آخرزمانی هستیم و این تازه شروعش هست ( قبول دارم تخیلی و بدبینانه هست )
آخر اینکه سعی می کنم راحت از کنار مسائل ناراحت کننده اطرافم  بگذرم چون هیچ چیز آنقدرها مهم نیست که خودتت را زجر بدهی . 


۲۴ آبان ۹۹ ، ۰۸:۳۵ جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
قدر لحظه هارو ندونستیم چقدر...من اما همچنان به فرداها فکر می کنم...نمی تونم فکر نکنم...
شاید شروعش باشه شاید هم به آخر نزدیکیم.نمی دونم.
پاسخ:
درسته تا زندگی هست امید هست .

ممنون عزیزم از نظرت 🌻🌻
۲۶ آبان ۹۹ ، ۱۳:۳۷ apollo ‌‌ ‌‌ ‌‌
شاهکار.
پاسخ:
ممنون از نظرتون .
۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۱:۲۲ سارا سماواتی منفرد

گفتگویی تکان دهنده بین دو شخصیت اصلی داستان کتاب کوری یعنی زن دکتر و دکتر در پایان کتاب :


چرا ما کور شدیم ؟
نمی دانم ! شاید روزی بفهمیم .
می خواهی عقیده من را بدانی ؟
بله ، بگو ...
فکر نمی کنم ما کور شدیم ، فکر می کنم ما کور هستیم ، کور اما بینا ! کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند‌.

۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۵:۴۱ سارا سماواتی منفرد
کوری ، کوری نمادینی از چشم بستن انسان امروزی بر واقعیت های حال و گذشته به واسطه حالا مشغله های انسان مدرن و یا در اثر تعصبات و باورهای غلط همین انسان که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود هست .
۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۵:۴۴ سارا سماواتی منفرد

در عرفان ، کوری سمبل غفلت ، اکتفا به زندگی مادی ، چشم دل بستن و غوطه وری در تمایلات خودخواهانه دنیوی ست ، که با این زمان هماهنگی دارد و زندگی در این دنیا مانند زندگی قهرمانان در قرنطینه بسیار کوتاه است و هر کس آن چه دارد ، در این صحنه ی نمایش و زمین مسابقه به ظهور می رساند ، چه قدر خوب است که انسان ها بهترین نقش ها را بازی کنند و با مدال طلا از این مسابقه بیرون آیند که همان تغییر مثبت در شخصیت آنهاست . در قرنطینه انسان ها کور بودند و از صبح و شب فقط به دنبال سیر کردن شکم خود بودند و برای زنده ماندن به هر خفتی تن می دهند . سرنوشت برخی از انسانها دراین جهان نیز همین گونه رقم خورده و ازمرحله ی حیوانی فراتر نمی رود .
۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۵:۴۶ سارا سماواتی منفرد
قهرمان این داستان زنی ست که دیگران را هدایت و تا مرحله ی بینایی پیش می برد . در عرفان و تصوف ، پیرو مرشد چنین نقشی داشته و در قرونی که زن ها از حقوق ابتدایی خود محروم بودند ، عرفان جایگاه بلندی برای زن در نظر گرفته بود . مولوی می گوید :


ظاهرا بر زن چو آب ار غالبی
باطنا مغلوب و زن را طالبی
پرتو حق است آن معشوق نیست
خالق است آن گوییا مخلوق نیست
( مثنوی ، د: 1 ، ب :‌2435 ، و 2440)


زن در عرفان جمال ایرانی واسطه ی فیض از آسمان به زمین است و عشق زمینی و این جهانی نردبانی برای عروج به عشق الهی به شمار می اید . کورهای داستان هم هنگامی که به خانه می رسند ، اعتراف می نمایند که اگر چنین راهنمایی نداشتند ، هرگز خانه را پیدا نمی کردند .
شاید بتوان این داستان را فمینیستی و زن گرایانه تحلیل نمود ، اما در عرفان با جایگاهی که برای زن در نظر گرفته اند ، تفسیر عرفانی مناسب تر است .

۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۵:۴۸ سارا سماواتی منفرد
چشم پزشک و همسرش در پایان داستان به کلیسا نیز می روند و این کوری را آزمایشی آسمانی ارزیابی می کنند و آن زن می بیند که مجسمه های کلیسا نیز چشم هایشان بسته شده و شاید ساراماگو می خواهد بگوید : مردمی که چشم از معنویت بسته اند ، معنویت و مقدسات نیز از آن ها چشم می بندند و به این نتیجه راهنمایی می کند که ادیان بهترین راه های آسمانی به سوی معنویت هستند و با برخورداری از عرفان که به منزله‌ی قلب برای هر دین است می توانند انسان ها را از خواب بیدار و از کوری نجات بخشند . قرن ها پیش از ژوزه ساراماگو ، شخصیتی چون شهاب الدین سهروردی ، شهید عرفان و نور به همین تمثیل پرداخته و رسالت خود را بینا سازی قرار داده و درعرفان سفیدی و نور و بینایی از کهن ترین مفاهیم ملموس و آشنا هستند .


نور در نظریه‌ی کوانتوم ذره یی موجی ست یعنی هست و نیست می باشد و هر ذره یی از نور هر لحظه در حال خلع و لبس است ، همه ی موجودات نیزهمین خاصیت را دارند از یک طرف نور و سفید هستند که با چشم سفید بین یعنی از دیدگاه عارفانه و کل بینانه همه چیز و همه چیز هستند و از دیگاه جزئی فقط یک چیز خاص می باشند . در عرفان باید چشم سر ، کور و بسته شود تا چشم سرو کلی نگر بینا گردد تا چشم ظاهر بسته نشود ، چشم باطن باز نمی شود . برگرفته و تنظیم شده از فصل نو- نزهت شهرکی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">