مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کرونا» ثبت شده است

 

پنج شنبه شب حالم خیلی خراب بود و هنگام خواب دچار تب و لرز شدم تا صبح نخوابیدم.

جمعه صبح گلوم درد می کرد و گوش سمت راستی ام کبپ شده بود و بینی ام هم گرفته بود.

نشانه های سرماخوردگی داشتم اما علی گفت تو رادیو شنیده که الان دیگه سرماخوردگی نداریم و هرکی علائمی مثل سرماخوردگی داشت حتما کرونا دارد.

هردومان استرس شدیدی داشتیم و سرانجام بعد از کلی این دست و آن دست کردن به پیشنهاد علی رفتیم بیمارستان آتیه و تست پی سی آر دادیم.

تا فرداش که جواب بدهند مردیم و زنده شدیم و شب اصلا نتوانستم بخوابم.

علی سعی می کرد فضا و ذهنم را عوض کنه و دلداریم می داد.

از این بدتر وقتی بود که تو جواب آزمایش هردوتایمون کلمه positive را دیدم ... فقط می توانم بگم کلافگی تا به این حد نداشتم.

ما هم جزوه آمار شدیم sadindecision

آمارها را به سادگی نگاه نکنید همه آنها آدم هایی هستند که زندگی دارند و در حال زندگی کردن با تمام ویژگی های خوب و بدش هستند و فردا ممکنه ...

تو این روزها و ماه عزیز التماس دعا.

سارا سماواتی منفرد
۳۰ فروردين ۰۰ ، ۱۸:۳۱ ۱۳ نظر