مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

 

فیلم " یک شب در تهران " که با نام " بعد از تو " بصورت آنلاین اکراین شد به کارگردانی آقای فرهاد نجفی و محصول سال نود و هشت که بازیگر نقش اصلی آن مینا وحید در نقش لیلا است.

اگه بخواهم در مورد داستان فیلم بگویم و از طرفی قصه لو نره و جذابیتش هم کم نشود فیلم داستان زندگی لیلا در یک شب بارانی را روایت می کند.

فیلم نمایش بغض و خشم فرو خورده یک زن است .

زنی که برای گرفتن حقش در تقابل و مبارزه با دنیای پیرامونش هست.

اما به نظرم فیلم در نمایش جنبه انسانی قهرمانش ناکام بود.

                                        بعد از تو 1

فیلم تعلیق خوبی دارد چون کنجکاوی تماشاگر را حسابی برانگیخته و این کنجکاوی تا به انتهای فیلم همراه بیننده است.

در مورد داستان فیلم به نظرم سیر منطقی آنچنانی نداشت اما برای من جالب بود.

از همه مهمتر برای من پایان بندی درست و درمان فیلم بود که اگرچه تلخ بود ولی تکلیفش را با مخاطب در انتها روشن کرد و مانند اغلب فیلم های سالهای اخیر بیننده را با پایانی بی سر و ته و فلسفی گونه به حال خود در میان زمین و آسمان رها نکرد.

دیالوگ های فیلم به نظر من از نقاط قوت فیلم بود و من که خیلی دوستشان داشتم.

در کل من این فیلم را دوست داشتم شاید مقداری واقع گرایانه و ساختارشکانه به نظر می رسید ولی باید بگم به هر حال این موضوع سلیقه ای هست.

 

                                       بعد از تو 2

 

پ.ن

فیلم بعدی شنای پروانه ...

 

سارا سماواتی منفرد
۲۱ خرداد ۰۰ ، ۱۱:۰۷ ۴ نظر

 

این چند روز فرصتی شد تا هم یک کتاب که خوانده بودم معرفی کنم و هم یک روزانه نوشت داشته باشم و هم یک مطلب در مورد مناظره انتخاباتی کار کنم !

حالا اگه گفتید نوبت چیه ؟؟

دعوت خودم به یک چالش smiley

دیدم بعضی وبلاگ ها چالش محتویات کیفشون را به دعوت دوستانشون انجام دادند من هم چون دیدم حالا ممکنه دیگه بعدا وقت نکنم قبل از اینکه منتظر دعوت بشوم برای اولین بار به دعوت خودم تو این چالش شرکت کردم wink

 

این هم محتویات کیفم :

 

 

سارا سماواتی منفرد
۱۷ خرداد ۰۰ ، ۱۸:۱۰ ۶ نظر

مناظره اول کاندیداهای ریاست جمهوری امسال هم پخش شد.

از تهمت زدن ها و تخریب ها که بگذریم که فکر کنم دیگه مثل سابق در تغییر وضعیت و دیدگاه های افراد موثر و تعیین کننده نباشد برویم سر اصل مطلب و اینکه اوضاع خوب نیست را همه می دانند و اینکه مشکلات هم چه چیزهایی هست باز تقریبا همه می دانند.

بالطبع در پس این دانستن ها یک سری راهکارها هم برای رفع آن مشکلات از سوی نامزدهای محترم ریاست جمهوری بیان می شود.

خوب تا اینجا همه چیز درست و منطقی است و از این به بعد هست که مهمه و کسی جواب درستی بهش نداد !!

چگونه قرار هست فلان کار و بهمان کار انجام شود؟

این چگونه انجام دادن هست که مهمه و حتی قاطعیت و پیگیری هم در اینجا بحث فرعی هست.

 

چگونه انجام دادن وقتی مطرح شود تازه می شود در مورد اجرایی بودنش کارشناسان نظر بدهند وگرنه به قول آقایان در وعده و وعید دولت های پیشین اصلا کم نگذاشته اند؟

مثلا وعده افزایش تولید از طریق صادرات ؟!

این در چه بستری قرار هست اتفاق بیافتد؟ پول صادرات قرار هست برگردد یا قرار هست تهاتری کار کتیم؟

تحریم ها چه می شوند؟

قرار است فقط به همسایگان صادر کنیم ؟

نقش سیاست در اقتصاد چیست ؟

و خیلی سوالات دیگه ...

وعده پانصد میلیون وام ازدواج آیا با تورم پنج درصدی همخوان و شدنی هست !  (((-:

این ها مشت نمونه خروار بود و هنوز یک علامت سوال بزرگ وجود دارد که بدون کلی گویی گفته شود : چگونه ؟؟

راستش من قانع نشدم اما از صلابت و قاطعیت آیت الله رئیسی خوشم آمد.

آقای زاکانی حاضر جواب و مسلط ظاهر شد.

از تحریک آذری زبان ها اصلا خوشم نیامد.

استفاده ابزاری از خانم ها هم خوب نیست به خدا !

و اما تا بعد ...

 

سارا سماواتی منفرد
۱۶ خرداد ۰۰ ، ۰۹:۳۰ ۷ نظر

 

... معرفی کتاب ...

 

توی روزهایی که کرونا گرفته بودم و در قرنطینه اجباری به سر می بردم فرصت خواندن سریع رمان پلیس حافظه اثر نویسنده ژاپنی خانم یوکو اوگاوا و ترجمه آقای کیهان بهمنی از انتشارات آموت پیش آمد.

داستان کتاب در جزیره ای لا مکان رخ می دهد که تنها راه بقا و زندگی در آن تن دادن به قانون ناپدید شدن ها است.

این ناپدید شدن ها ابتدا از چیزهای کوچک شروع می شود و سرانجام کار به جایی می رسد که افراد به حالت از خود بیگانگی می رسند.

البته در روند روتین این ناپدید شدن ها یک مشکلی وجود دارد و آن این است که حافظه اقلیتی از آدم های آن جزیره خاطراتشان را فراموش نمی کنند و باعث زحمت می شوند !

کتاب تماما بر استعاره بنا شده ولی به نظرم نویسنده هدفش نقد این نوع نگاه تمامیت خواهانه است که همه باید همانند سیستم فکر کنند و هرکس چنین نباشد مطرود است و از حق زیستن محروم ( توتالیتاریسم ).

 

 

                                     

در طول داستان هرچه جلوتر می رویم فضای داستان از گرمی به سردی میل می کند و شاید همین یکی از دلایلی بود که از خواندنش لذت نبردم و راستش انتظار بیشتری از این کتاب داشتم اما نتوانستم باهاش ارتباط برقرار کنم.

آخرش گفتم کاش یک کتاب دیگه که تو لیستم بود خوانده بودم !

البته این نظر من هست و اصرار ندارم که حتما همینطور هست و ممکن خوانندگان دیگه این کتاب با من موافق نباشند.

یکی از بهترین توصیفات نویسنده تو این کتاب این هست که نوشتن را نوعی مقابله و مواجه با مرگ توصیف می کند که فکر کنم کاملا درست باشد.

شاید دوست داشتم تو آن دوران بیماری کتابی با حال و هوای بهتری را می خواندم.

اگر این کتاب را خواندید خوشحال میشم که حتما نظر خودتان را بگویید.

سارا سماواتی منفرد
۱۵ خرداد ۰۰ ، ۱۴:۵۱ ۲ نظر