مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

در مقابل آیینه می ایستم !!

روسری می گذارم و چادر مشکی بر سر می اندازم!

حجابم نه از اجبار و نه از سنّت خانوادگی است.

اما چرا با چادر سر کردن آزادی ظاهری ام را محدود می کنم؟!

برای اینکه زن مسلمان باید حجاب داشته باشد.

همین یک دلیل یعنی حکم حضرت دوست مرا کفایت می کند.

به باور من کاملترین حجاب « چادر » است !

و مهمتر از همه اینکه :
حجاب باید مانع نامحرمان باشد نه مانعی بر خویش و دیدن حقایق .


-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

 

زن ها می توانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند و در اوج نگرانی آرام و شاد باشند و مثل همیشه با پرحرفی سرت رادرد بیاورند و غذای دلخواهت را بپزند !

همچون کودکان قهر قهر تا قیامتشان چند دقیقه بیشتر نباشد ...  

زن ها می توانند با قلبی شکسته بازهم دوستت بدارند ، ببخشند و بخندند !

تو از طرز آرایش موهایش یا رنگ رژ لبی که صبح زده یا رنگ ناخن هایش ،لباس و رنگ روسری اش یا حتی حرف هایش هرگز نمی توانی حدس بزنی که زنی که روبه رویت ایستاده دلتنگ است یا دلشکسته!!؟

مرد من فقط یک چیز را بدان ...

 

  " زن بودن کار ساده ای نیست "

سارا سماواتی منفرد
۰۳ مرداد ۹۹ ، ۱۷:۰۵ ۴ نظر

 

امروز بعد ظهر یکی از همکارانم آمد و گفت :" بچه ها یک خبر بد دارم فقط قول بدهید هول نکنید !! "

من گفتم : "حمیده قبول نیست  فقط خبرای خوب را تو این اوضاع و احوال می پذیریم  ! "

گفت : " خیلی مهمه ... مرجان جواب تست کروناش مثبت شده ! "

استرس تمام وجودم را گرفت چون همه با هم یکجا غذا می خوردیم و در روز خیلی با هم دیگه در تماس مستقیم هستیم .

آمدم خانه تمام لباس های این چند روز که تنم کرده بودم را ریختم تو ماشین لباسشویی و با الکل رفتم ماشین را ضد عفونی کردم . خدا را شکر سر کار و بیروت همش ماسک می زنم و تا الان هم تبم را چند بار چک کردم خدا را شکر تب نداشتم این همکارم که تستش مثبت شده چند روز پیش کمی تب داشت ولی متاسفانه نه ما بهش توجه کردیم نه خودش موضوع را جدی گرفت!

 موضوع جدی هست ... به علائمی مثل تب و بدن درد حتما توجه کنید و ساده از کنارش رد نشیم .

داشت یادم می رفت علائم گوارشی و از بین رفتن حس بویایی هم به این لیست اضافه کنید .

این آخری بیشتر تو افرادی که علائم خاصی ندارند و نقش میزبان را برای کرونا بازی می کنند دیده میشه.

موج دوم این پاندمی جهنمی به نظر تهاجمی تر و گسترده تر و با علائمی متفاوت تر هست.

اگر می توانید در خانه بمانید ! ( یک شعار توخالی )

چون می دانم نمی توانید و نمی گذارند هم که تو خانه بمانید !

سارا سماواتی منفرد
۳۰ تیر ۹۹ ، ۲۳:۱۵ ۸ نظر

آقای شوهر چند وقتی هست که رفته تو نخ سیگار و حتی چند باری هم که تو خانه راحت بودیم از من خواست که گاهی باهاش همراهی کنم!! من هم برای اینکه ناراحت نشه و از آنجا که دوست داشتم یکبار هم که شده امتحان کنم ببینم این همه سر و دست شکستن برای چی هست یکبار یکی از نصفه سیگارهایش را گرفتم و پُکی زدم و بعدش کلی سرفه و این حرفا .

راستش درست نمی دانم از کی شروع به سیگار کشیدن کرد ؟! اما مطمئنم که چند ماهی بیشتر نیست و قبل ترها تفنّنی چی میشد دری به تخته می خورد تا سیگاری روشن کند.

سارا سماواتی منفرد
۲۸ تیر ۹۹ ، ۲۳:۲۸ ۱۱ نظر

 

روز به شب میرسد و شب به روز

احساس خالی می شود از احساس

خشم طغیان نمی کند

اشک فرار نمی کند از کاسه چشم

خنده روی لب نمی نشیند

خاطرات شیرین تلخ می شود

خاطرات تلخ ، شیرین

خواب پر از هواست

مرگ زنده می شود

و زندگی می میرد

و این من ... !

و این سیاه چال من بی من می شود .

 

پ.ن

پس کی از دست کرونا خلاص می شویم ؟ احساس می کنم تیرگی ها و اندوه دلتنگی اطرافم دو چندان شده و قدرت تحرک ندارم .

 

سارا سماواتی منفرد
۲۷ تیر ۹۹ ، ۱۰:۰۹

 

چادرم را محکم می گیرم در حالی که مرا در آغوش گرفته !

در آغوشش ناپیدا می شوم  تا شاید پیدا شوم !!

یواشکی و آرام هر لحظه نوازشم می کند تا بدانم حضورش را ...

قصّه من و چادرم را غصّه نخوانیدش چراکه این قصّه عشق است نه مَشق.

دلبسته چادرم هستم به همین سادگی !!

تو می توانی برای دوست داشتن هایت دنیا دنیا دلیل ردیف کنی اما آیا می توان از کسی که عاشق است دلیل پرسید؟؟؟

فقط می دانم دنیای دو نفره ما همه چیز دارد !!

 

پ.ن

  • بیست و یکم تیر ماه در تقویم ملی روز حجاب و عفاف هست.
  • این روزها حرف از حجاب شاید برای بعضی ها مضحک به نظر برسد و به قولی گوش شنوایی هم ندارد !! البته اصلا مهم نیست چون هرکی می تواند نظرات خودش را ضمن احترام به نظرات دیگران داشته باشه و نکته مهم همین هست البته اگه بفهمیم.
  • چادر فقط یک حجاب است و بدون چادر هم می توان حجاب کامل داشت و چادری بودن کسی را مقدس نمی کند.
  • حجاب فقط مختص زنان نیست.
  • حجاب آقایان مهمتر است و این بی اختیاری که در خصوص حجاب برای خود قائل هستند هیچ مبنایی ندارد.

 

 

سارا سماواتی منفرد
۲۱ تیر ۹۹ ، ۱۷:۱۵ ۷ نظر

 

اذا اتفق السیاسیین سرقونا

و اذا اختلفوا قتلونا !!!

 

سیاست مدارها اگر باهم به توافق برسند دارایی مان را می گیرند

اگربه اختلاف برسند،جانِ مان را !!!

 

 

 

پ.ن

 

متن یک دیوار نویسی در عراق ...

تعبیر و تفسیر ندارد معنی سیاست مدار هم روشن هست و بس  ...

 

۰۶ تیر ۹۹ ، ۲۰:۵۱ ۵ نظر

 

یکی از تعاریف شهامت غیر از نترس بودن می تواند این باشد که آنچه را امروز حقیقتش می خوانیم، وقتی که فردای زمانه خطا و اشتباه بودنش را آشکار نمود ما جسارت پذیرشش را داشته باشیم.

این جسارت پذیرش اشتباه فکری و معرفتی دست کمی از شجاعت و نترسی رفتاری ندارد ، شجاعتی که مطمئنا به همه نمی دهند !!

سارا سماواتی منفرد
۲۹ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۱۵ ۵ نظر

در رِخوَت کرونایی مقابل تلویزیون خوابم برده بود که صدای انفجار مانند و تکان زلزله تمام وجودم را سرریز از استرس و آشوب کرد از زمین تِلو تِلو خوران بلند شدم .

صدای قلبم را به وضوح می شنیدم.

داد زدم علی زلزله ... زلزله !!

علی خواب بودش و تکان زلزله او را هم بیدار کرده بود و از فریاد من هراسیمه از اتاق بیرون آمد و گفت : " نترس بیا اینجا تو چارچوب در وایستیم ."

یک کم ایستادیم و دیدیم که همسایه ها دارند بِدو بِدو از پله ها و آسانسور می روند پایین توی خیابان.

هم همه ای عجیبی برپا بود ...

به علی گفتم بیا ما هم بریم پایین ...

گفت : " وِلش کن تمام شد زیاد جدی نگیر ... ! "

گفتم پس من میرم ببینم چه خبره در حالیکه دوباره داشت می رفت که بخوابه با صدای گُنگی گفت باشه برو .

مثل دفعه قبل که تهران زلزله آمد خانم های همسایه در سریع ترین زمان و با پوشش خاصی خودشون را به خیابان رسانده بودند و شوهران گرامی هم در حال خروج خودروهایشان از پارکینگ ها !!

یک حسی بهم گفت سارا بی خیال برو بالا راحت بگیر بخواب ... گیریم چند ساعتی هم اینجا بیرون بودی چی می خواد بشه !

همینطور که داشتم می آمدم بالا دیدم هنوز هیچی نشده یِ بنده خدایی صف ماشین ها تو پمپ بنزین ها را تو اینستاش گذاشته ! تو دلم چندتا لیچار بارشون کردم و گفتم اینا دیگه کی هستند !

گوشی را خاموش کردم و گذاشتمش روی میز و دیدم علی خوابش برده و من هم خزیدم زیر لحاف و دیگه هیچی نفهمیدم .

 

 

سارا سماواتی منفرد
۱۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۲:۱۵ ۱۰ نظر

 

  طرح فاصله گذاری هوشمند به نظر من بازی با کلمات برای سرپوش گذاشتن بر همان روش ایمنی گله ای یکی از سه راه حل مقابله با کرونا است.

یک نگاه اجمالی به حضور مردم در خیابان ها هیچ جای شک و شبهه باقی نمی گذارد که میزان رعایت افراد جامعه از پروتکل های ایمنی و بهداشتی مقابله با کرونا در چه حدی هست.

خیلی ها را می بینی که در عمل هیچ اعتقادی به وجود مهمان ناخوانده ای به نام کرونا ندارند و با بیخیالی تمام مشغول برنامه های روزانه خود هستند حتی با شدت بیشتری نسبت به قبل !

نتیجه اینکه :

مردم که ناگزیرند !!

دولت هم که آهی در بساط ندارد و در جنگ است و به ناچار بین بد و بدتر مجبور به انتخاب گزینه بد هست !

فقط می ماند انصاف ویروس کرونا و رحم خدای مهربانمان که بخشنده و بخشاینده است.

 

 

سارا سماواتی منفرد
۲۳ فروردين ۹۹ ، ۲۲:۲۲ ۵ نظر

شب بارانی بود و آبستن یک گریه ی طولانی !

راه می رفتم و هی خون جگر می خوردم

در سرم فکر و خیالی که نمی دانی بود !

ناگه چو مهتاب زان میان گذشتی ...

آه لشکر چادر تو خانه خرابی ها کرد !!

همه ی مصر به دنبال زلیخا بودند!

چو ندیده بودند تو را چنین دیوانه بودند!

دریاب مرا دلبر بارانی من ...

 

پی نوشت  :

اصل این شعر با نام " لشکر چادر تو خانه خرابی ها کرد " برای شاعر معاصر گرانقدر آقای "  مرتضی عابد پور لنگرودی" هست. (در قسمت پیوند های روزانه هم اصل شعر را قرار دادم )

و اما ...

شعری که مربوط به این پُست هست از در هم ریزی و تغییر شعر ایشان و ناشی از تراوشات ذهن همسر جان بنده در این ایام قرنطینه خانگی و پس از وبگردی های این چند روزه هست.

خلاصه که همسر جان فیلشان یاد هندوستان نموده اند و جهت تشکر از تحمل ایشان در خانه توسط اینجانب هوس شعر گفتن به سرشان زده و خوب نتیجه این شده دیگه !! به بزرگی خودتان ببخشید winkcheekyblush

تو اخبار آمده بود که دعواهای زناشویی تو این مدت سه برابر شده !

تو در همسایه ما که اینجوری بوده دیشب و امروز صبح دو تا از همسایه ها زن و شوهر حسابی فحش و فحش کاری داشتند coolno .

 

سارا سماواتی منفرد
۱۲ فروردين ۹۹ ، ۱۵:۲۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر