مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد
مشخصات بلاگ
مخروط ناقص مشکی من

روسری می گذارم و چادر مشکی بر سر می اندازم!

این نه از اجبار و سنّت خانوادگی و نه ناشی از این باور که همه باید یک شکل بپوشند و به یک شکل بیندیشند .

اما چرا با چادر سر کردن آزادی ظاهری ام را محدود می کنم؟

برای اینکه زن مسلمان باید حجاب داشته باشد.

برای اینکه با آن احساس امنیت و آرامش می کنم .

برای اینکه میخواهم بهترین حجاب را داشته باشم .

برای اینکه با آن حس کامل بودن دارم .

برای اینکه در این روزگار احساس متفاوت بودن دارد.

برای اینکه حق دارم پوششم را خود برگزینم .

برای اینکه چادرم را دوست دارم!

برای اینکه باور دارم من با چادرم از خیلی ها آزادتر هستم!

به باور من چادرم نماد ارزشهای من است .

ارزشهایی چون رهایی و نجابت

سمبل زن ایرانی ...

چادرمشکی ام پرچم افتخار من است!

چادر مشکی ام را با هیچی در دنیا عوض نمی کنم!


-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۲ ق.ظ

خانه بهلول

 

بهلول به بصره رفت و می خواست مدتی ناشناس زندگی کند پس خانه ای اجاره کرد ولی خانه بسیار کهنه و مخروبه بود و با اندک باد و باران از تمام دیوارهای آن صدا بلند می شد بدین جهت بهلول به نزد صاحب خانه رفت و وضعیت را شرح داد.


از آنجایی که صاحب خانه شخص رند و شوخ طبعی بود در جواب بهلول می گوید :


مگر نه این است که همه موجودات حمد و ستایش خداوند متعال را میکنند بنابراین دیوارهای خانه من نیز چنین می کنند !


بهلول بی درنگ می گوید:


برادر آن چه گفتی کاملا صحیح است ولی گاهی حمد و ستایش موجودات به سجده نیز ختم می شود و من از ترس سجده دیوارهای خانه تو به نزدت آمده ام تا قبل از وقوع آن تدبیری بکنی ! 

 


بهلول یکی از معروفترین شخصیتها در ادبیات داستانی ما است که به عاقل دیوانه نما شهرت دارد !
برخلاف ملانصرالدین که یک شخصیت کاملاً خیالی است. 

 بهلول واقعا در تاریخ وجود داشته است و از طرف مادری با هارون‌الرشید خلیفه معروف عباسی نسبت داشته و از طرفی از یاران نزدیک حضرت امام جعفر صادق (ع) بوده است که بنا به فرمان آن امام برای حفظ جانش خود را به دیوانگی می زده است . 

نظرات  (۱۰)

چقدر جالب بود!!!

خوشمان امد!!
پاسخ:
سلام

ممنون از نگاهتان .

😁
من داستانهای بهلول رو دوست دارم
پاسخ:
عالی هستند

ممنون

(-:
۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۲۶ سیّد محمّد جعاوله
جالبه
پاسخ:
ممنون
خیلی جالب بود
:)
پاسخ:
ممنون

((-:
چه جالب :)
پاسخ:
سلام

همینطوره

((-:
سلام عزیزم احسنت خیلی عالی موید باشی
پاسخ:
سلام

ممنون

شما هم همینطور .
(-:
عالیه
پاسخ:
ممنون

(-:
سلام.
شنیدم ایشون شخصیت بسیار شجاع و جسوری داشته. گویا در همین حالت (دیوانه نمایی) خیلی حرف ها را زده که عقلای دوران، جرات بیان اون رو هم نداشتند.
پاسخ:
سلام
بله همینطوره و از منتقدان زمان خودشان بوده اند .

ممنون از حضورتان
من پیشنهاد می کنم این حکایات را با توجه به مسائل روز جامعه خودمان بازآفرینی بفرمایید
دوست قدیمی شما در بلاگفا!
پاسخ:
سلام
ممنون از نظر و پیشنهاد که مسلما باید رویش فکر کنم.
اگه خود داستان را می گذارم به نطر خودم این داستان ها  بی زمان  هست و خود خواننده با کمی تخیل می تواند با شرایط فعلی منطبق کند.
یک مورد دیگه هم که هست نشان دادن طنز زیبای آن دوره با شرایط فعلی طنز و جک های رایج در بین جوان ها
از طرفی نشان دادن زیبایی های زبان فارسی ...

((-:
۱۸ تیر ۹۷ ، ۲۲:۰۱ فتل فتلیان
عالی
پاسخ:
سلام
خوش آمدید
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">