مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد
مشخصات بلاگ
مخروط ناقص مشکی من

روسری می گذارم و چادر مشکی بر سر می اندازم!

این نه از اجبار و سنّت خانوادگی و نه ناشی از این باور که همه باید یک شکل بپوشند و به یک شکل بیندیشند .

اما چرا با چادر سر کردن آزادی ظاهری ام را محدود می کنم؟

برای اینکه زن مسلمان باید حجاب داشته باشد.

برای اینکه با آن احساس امنیت و آرامش می کنم .

برای اینکه میخواهم بهترین حجاب را داشته باشم .

برای اینکه با آن حس کامل بودن دارم .

برای اینکه در این روزگار احساس متفاوت بودن دارد.

برای اینکه حق دارم پوششم را خود برگزینم .

برای اینکه چادرم را دوست دارم!

برای اینکه باور دارم من با چادرم از خیلی ها آزادتر هستم!

به باور من چادرم نماد ارزشهای من است .

ارزشهایی چون رهایی و نجابت

سمبل زن ایرانی ...

چادرمشکی ام پرچم افتخار من است!

چادر مشکی ام را با هیچی در دنیا عوض نمی کنم!


-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۴۱ ب.ظ

پنج هزار و سیصد ...


کیسه سیب زمینی ها را گذاشتم رو ترازو ...

میوه فروش گفت : پنج هزار و سیصد ...

از کیفم دو تا دوهزارتومنی و یک هزار تومنی و سیصد تومن پول خرد گذاشتم رو میزش ، در حالیکه برشون می داشت گفت : "حاج خانم از این پولا پاره تر نداشتی که بدی ما !! " و بدون اینکه منتظر جواب بشه ادامه داد : " تور خدا ببین ... این ها را از کی گرفتی ... "

گفتم : " یکی مثل شما ! " و ادامه دادم : " خیلی سخت می گیری ... اینها که خوبه " و در حالی که کیسه سیب زمینی ها را برمی داشتم گفتم: " یک موقع بابا بزرگ من سال شست و پنج ؛ شصت و شش کل حقوقش پنجهزارتومن بود و با اون یک خانواده چهار نفره را ظرف یک ماه اداره می کرد و تازه مادربزگم از اون پول پس انداز میکرد اما حالا من برای یک نصفه کیسه سیب زمینی  پنج هزار و سیصد تومن پول دادم ! و با گفتن تشکر و بدون اینکه منتظر جوابش بشوم از مغازش خارج شدم ....

کیسه سیب زمینی ها را زیر چادرم پنهان کردم و قدم زنان راه افتادم سمت خانه و تمام راه به این فکر می کردم که چقدر در این سال ها پول بی ارزش شده ...


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۱۶
سارا سماواتی منفرد

روزمرگی های من

نظرات  (۸)

۱۶ دی ۹۶ ، ۲۳:۵۸ علی ابن الرضا

بعله درسته

اما فک کنم سمت شما هنوز ارزونه ها

نصف کیسه پنج و سیصد؟؟

پاسخ:
کیسه اش زیاد بزرگ نبود ...
خیلی. به کجا قراره برسه؟! فقط خدا میدونه.
پاسخ:
خدا خودش کمک کنه ؛ همین ...
ممنون
۱۷ دی ۹۶ ، ۰۹:۴۷ *یه خانوم گل*
ای بابا ابجی...همیطور داریم سقوط میکنیم میریم ته چاه...
از همه لحاظ
پاسخ:
واقعا همینطوره ...
وقتی 10هزارتومنی بشه سکه:)
پاسخ:
وای ...
جدا ...
من شنیدم
پاسخ:
آدم نمی دونه باید بخنده یا گریه کنه ...
به هر حال ممنون .
تکذیب شد گویا
پاسخ:
خ خخخخخخخخخخ
ه هههههههههههه
یادش بخیر اون روزها آدم فکر میکنه افسانه بوده
پاسخ:
الان افسانه شده
۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۲ جامانده از قافله عشق
سلام وبلاگ زیبایی دارید
ممنون که وبلاگ ما رو دنبال می کنید
لینک وبلاگ دیگر ما:yamahhdi.blog.ir
پاسخ:
ممنون از نگاهتون ...
حتما (:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">