مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایرانگردی» ثبت شده است

 

ساعت دوازده شب سوار اتوبوس شدیم و صبح حول و حوش ساعت هفت صبح اصفهان بودیم .

با ترانه معروف میخوام بِرم به اصفهان که از پخش کننده راننده صدایش به گوش می رسید و در حالیکه گردنردیم بخاطر خواب بر روی صندلی اتوبوس کاملا خشک شده بود و حرکت نمی کرد بیدار شدم بالاخره در نصف جهان بودیم!

شاید باورتان نشود ؛ سالها بود که می خواستم به اصفهان بروم و هرگز فرصت و شرایطش پیش نیامده بود.

حالا اگه به حساب خلوتی صبح جمعه ها نگذاریم اولین چیزی که در بدو ورود نظرم را جلب کرد؛ تمیزی شهر بود و بعد از آن دیدن چند خانم و آقای دوچرخه سوار که معلوم بود کاملا حرفه ای هستند.

چند دقیقه بعد متوجه شدم که همچنان دوچرخه های قدیمی معروف اصفهان جزئی جدانشدنی از فرهنگ مردمان این شهر است.

پس از پیدا شدن از اتوبوس در مقابل شهرداری اصفهان بدون معطلی راهی میدان نقش جهان شدیم برای من بی شک اعجاب انگیز و مسحور کننده بود و غرق زیبایی خیره کننده اش در آن صبح آفتابی شدم .

سارا سماواتی منفرد
۲۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۱۵ ۵ نظر