مــخــــروطـ نـاقـص مشــــکـی مــن

❤️❤️❤️ آدمی به کلمه زنده است ❤️❤️❤️

مــخــــروطـ نـاقـص مشــــکـی مــن

❤️❤️❤️ آدمی به کلمه زنده است ❤️❤️❤️

مــخــــروطـ نـاقـص مشــــکـی مــن

اینجا برای من

همچون فانوس کوچک نقره ای

خانه مادربزرگ است !

فانوسی که شاید کم نور باشد !

اما روشن می کند !

تا شاید که بتوانم پیش پایم را ببینم ...

-----------------------------------

استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

اگر مطلبی را دوست داشتید حتما نظر بدهید.

ممنون می شوم که وقت می گذارید.

پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با موضوع «تاریخ نگار» ثبت شده است

 

رحیم خان با هزار سوار و سه عراده توپ برای پایان بخشیدن به کار تبریز و مجاهدانش به سوی آن در حرکت بود به نظر می رسید کار این شهر تمام است .

در برابر چند هزار نیروی هوادار محمد علی شاه ( مستبدین ) بیش از صد مجاهد مشروطه خواه برجا نمانده بودند. رحیم خان وارد شهر شد و از تبریزی ها خواست ۹۰ مشروطه خواه باقی مانده را تحویل او دهند.

سپس سواران او دست به غارت خانه ها و مغازه ها زدند و در این کار زیاده روی بیش از حد نمودند و ظلم و ستم بسیاری به اهالی شهر کردند.

در این میان چند تن از مشروطه خواهان به دست آنها افتادند و به طرز فجیعی به قتل رسیدند.

رفتار خشن نیروهای رحیم خان تبریزی ها را برانگیخت تا برای حفظ هستی و جان و مالشان ایستادگی کنند ولی برای اینکه این فکر رنگ عمل به خود بگیرد نیاز به جرقه ای و اتفاقی بود.

جرقه را ستارخان قراچه داغی زد او که با اندکی از مجاهدان گرسنه اما سرسخت در محله امیرخیز تبریز سنگر گرفته بودند و بارها در مقابل حملات رحیم خان مقاومت کرده و حتی پیشنهاد کنسول روس برای تسلیم را هم نپذیرفته بودند در اقدامی متحورانه که سبب ایجاد شوری در میان آزادیخواهان شد پرچم های سفید نصب شده بر سر در منازل و بام تبریزی ها را پایین کشید و جنبشی را در میان اهالی افسرده که از خواری تسلیم شرمنده بودند بوجود آورد.

این حرکت و بیرون آمدن سایر مجاهدان از مخفیگاه ها چنان نیرویی را ایحاد کرد که سرانجام موجب فراری دادن و شکست نیروهای استبدادی رحیم خان گردید و سقوط نهایی استبداد محمد علی شاهی را رغم زد.

حرکت هوشمندانه ستارخان سردار ملی یکی از نقاط عطف و رویدادهای شگرف عصر مشروطه بود.

 

پ.ن

تاریخ سراسر از عبرت و مفاهیمی است که اگر ندانیم بارها و بارها مجبور به تکرار آن خواهیم بود. یکی از لذت های واقعی من خواندن تاریخ است پس تاریخ بخوانیم البته از منابع مختلف و گوناگون.

این حکایت برام جالب بود و همیشه سوال برام بود که ستارخان چه نقش برجسته ای در انقلاب مشروطه داشته که بالاخره جوابش را گرفتم.

 

۴ نظر ۳۰ دی ۰۱ ، ۲۱:۳۱
سارا سماواتی منفرد

 

دقیقا ۸۳ سال پیش (۱) در چنین روزی دستوری آمرانه در فضای اجتماعی ایران دنیای زن ایرانی را که تا آن زمان خود را بدون چادر و چارقد و روبنده در دنیای بیرون از اندرونی خانه اش نمی توانست تصور کند در هم ریخت .

تجددی عامرانه که چادر را از سر زن ها کشید و سال ها بعد در روی دیگرش با اجباری عامرانه و با شعار توسری یا روسری همان داستان را به گونه ای دیگر باز تولید کرد و عجبا در این میان متاسفانه قربانی اصلی که می توانست باشد؟؟

شاید در آن زمان همه ابعاد این رخداد تاریخی پیدا نبود اما تاریخ بی پرده نشان داد که این قربانی چیزی نیست جز شخصیت عفیف زن ایرانی و صد البته خود حجاب مظلوم و حیا که امری فطری و مورد تاکید دین و ریشه دار در ذات همه انسان ها است .

معتقدم تاریخ معاصر صحنه مظلومانه ذبح حجاب و برباد دادن حیای مظلوم و لگد مال کردن شخصیت زنان ایرانی در بین دو تیغه افراط و تفریط است و از همه مهمتر اینکه دوستی های خاله خرسگان در این رنج و محنت موثرتر و تاثیر گذارتر بوده است تا دوستداران فرهنگ برهنگی .

امید اینکه روزی به دور از این فضاهای آلوده و مخدوش به کج اندیشی و کج فهمی انتخابگر فطرت انسانی خود باشیم.

 

 

(۱)

     ۱۷ دیماه مصادف است با دستور کشف حجاب زنان در سال ۱۳۱۷ شمسی مصادف با ۱۶ ذی القعده ۱۳۵۷ قمری

 

۵ نظر ۱۸ دی ۰۰ ، ۱۹:۰۰
سارا سماواتی منفرد

امروز مصادف با سوم شهریور و حمله متفقین به ایران در سال ۱۳۲۰ یعنی حدود ۸۰ سال پیش است.

این ماجرا ابعاد جالب و زوایای قابل بررسی زیادی دارد.

همه کم و بیش از غافلگیری کشور از حمله متفقین و سپس مرخص نمودن پرسنل نظامی و دستور عدم مقاومت به سربازان توسط سرلشکر احمد نخجوان که از طرف اینگلیسی ها هماهنگ شده بود اطلاع داریم ولی بودند ایرانیانی که در همان بدو حمله بیگانگان از خود وظیفه شناسی و شایدم عشق به میهن قابل تحسینی به یادگار گذاشته اند.

پل جلفا یکی از نقاط مرزی بین ایران و شوروی سابق بود که در آن تاریخ خاص سه ژاندارم ایرانی بی خبر از طوفانی که در راه است از این نقطه مرزی کشور نگهبانی می کردند.

نقل است که این سه تن وقتی با حمله روسها مواجه می شوند با توجه به موقعیت جغرافیایی ۴۸ ساعت در برابر آنان مقاومت می کنند شاید در مورد این قضیه غلو شده باشد اما اینکه پس از شهادتشان فرمانده مغرور لشکر روسی ژنرال نوویکف مامور به عبور از پل جلفا وقتی می فهمد در مقابلش تنها سه نفر ایستادگی نموده بودند و لشگر او را برای مدتی در پشت این پل زمین گیر کرده اند دستور می دهد این سه تن یعنی سر جوخه ملک محمدی و سربازان سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری را با احترام و به شیوه مسلمانان در کنار پل آهنی به واسطه چوپانان ایرانی در آن ناحیه دفن نمایند و هنوز هم با گذشت این همه سال مزارشان در کنار پل رودخانه ارس وجود دارد.

 

                                     

 

تاریخ ایران آکنده از این دلیری ها است و نمونه های زیادی می توان یافت.

۱۶ نظر ۰۳ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۲۵
سارا سماواتی منفرد