مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من


آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

اگر مطلبی را دوست داشتید حتما نظر بدهید.
ممنون می شوم که وقت می گذارید.

پربیننده ترین مطالب

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زنان» ثبت شده است

سال بلوا

جمعه, ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ۱۰:۰۲ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۸ نظر

 

... پیشنهاد کتاب صوتی ...

 

رمان ایرانی « سال بلوا  » نوشته عباس معروفی (۱) به شیوه تکنیک سیال (۲) ذهن همراه با نثری قوی است.

کتاب مملو از توصیفات زیبا و دلنشین و همراه با نمادهای بسیار است و من کتاب صوتی اش را گوش کردم که راوی آن خانم عاطفه رضوی (۳) بود.

گرچه حکایت داستان تلخ است اما اجرای خوب و شنیدنی خانم رضوی آنرا برای من خاص و شنیدنی کرد.

 

                  

 

داستان ، داستانِ نوش آفرین (نوشا) است ، نوشایی که نویسنده خواسته است آنرا آیینه نماد رنج زنان این سرزمین تصویر کند و می شود گفت که عشق زندگی اش را پر درد کرده است.

زنانی که از یک سو زیر بار سختی های زمانه و از سوی دیگر گرفتار زورگویی های مردانه و در عین حال در زیر نگاه سنگین آنان کاری نکنند که موجب تحریک آنان شوند.

نویسنده کتاب را همانند تکه هایی پازل مانند نوشته که باید این تکه ها را در کنار هم چید تا در آخر به مفهوم اصلی داستان رسید و این خود دلیل جذابیت داستان و دنبال کردنش هست.

نویسنده سال بلوا را بر پایه های عشق ممنوعه ، قدرت طلبی مردان و زن ستیزی بنا نموده است.

کتاب در هفت شب روایت می شود که بعضی شب ها از دید اول شخص یعنی نوشا و دیگر شبها از دید سوم شخص (نویسنده) است.

حوادث کتاب در اواخر دهه ۲۰ شمسی میگذرد که سالهای اشغال و نابسامانی و قحطی بوده است.

عباس معروفی تلخ نویس است و شاید به زعم بعضی سیاه نمایی کرده باشد ولی عده ای هم معتقدند جسارتش در بیان حقایق ستودنی است.

من به شخصه از شنیدنش پشیمان نیستم و ارزش وقت گذاشتن را حتما داشت گرچه پایانش تلخ بود.

 

لذت متن :

 

گفت: مرا یادت هست؟
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه‌ی تاریخ است؟ و چرا آدم‌ها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
 
از یاد برده بودم که دخترم، و در آن لحظه به این فکر نمی کردم که مردها وقتی با آن سبیل سربالا و چشم های براق زل بزنند به آدم، از بالا به پایین و از پایین به بالا، چشم های جستجوگری که انگار به زور می خواهد چادر آدم را پس بزند و سراپای آدم را یکباره ببلعد، آدم از خجالت آب می شود، ذوب می شود، لای دست های یک نفر فشرده می شود و به قدر قطره ای فرو می افتد، چِک.
 
وقتی خدا بخواهد مورچه ای را نابود کند ، دو بال به او می دهد تا پرواز کند آن وقت پرندگان شکارش می کنند !!
 

 

(۱)
عباس معروفی، زاده ی 27 اردیبهشت 1336 شمسی، رمان نویس، نمایشنامه نویس، شاعر، ناشر و روزنامه نگار ایرانی مقیم آلمان است. او فعالیت ادبی خود را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد و در دهه ی 1360 با انتشار رمان «سمفونی مردگان» در ادبیات ایران به شهرت رسید.
 
 
(۲)
جریان سیال ذهن، یکی از تکنیک های مدرن داستان نویسی است.جریان سیال ذهن، شیوه و سبکی در روایت است که به موجب آن، عمق و ژرفای جریان ذهن یک شخصیت که با ادراکات حسی و افکار آگاه و نیمه آگاه، خاطرات، احساسات و تداعی های تصادفی آمیخته شده، به همان صورت بیان می شود. این شیوه ی روایت بر اساس مفاهیمی استوار است که ایجاد تداعی معانی می کند.
 
 
(۳)
عاطفه رضوی بازیگر ایرانی متولد ۱۳۴۷ در تهران .

کُجاستی مسعود ؟

شنبه, ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۳۵ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۶ نظر

 

این روزها بیشتر از هر زمانی جای خالی فرمانده احمد شاه مسعود احساس می شود.

شیر دره پنجشیر که او و نیروهایش با ایمان قوی و با کمترین امکانات مدت ها از شمال افغانستان در مقابل عفریت طالبان حفاظت کردند.

پیشروی های سریع گروهک طالبان و جا خالی کردن های عجیب ارتش افغانستان در مقابل آنها بیشتر شبیه به یک توطئه است تا پیروزی های نظامی.

من فرقی بین طالبان و داعش نمی بینم چرا که اینان هم قبلا امتحانشان را پس داده اند و اینکه حالا چرا تبدیل به امارت اسلامی برای ما شده اند باز هم برایم جای سوال است !

اصلا چرا آمریکایی ها رفتند؟

امروز در خبرها آمده بود که طالبان از ورود دانشجویان زن در هرات به دانشگاه ممانعت کرده اند و کارمندان زن ادارات را به خانه بازگردانده اند!!

راستی محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که روز شهادتش را روز خبرنگار نامیده اند به دست همین طالبان در مرداد ماه سال ۱۳۷۷ در مزارشریف به همراه هشت دیپلمات ایرانی دیگر به شهادت رسیدند، مزارشریفی که همین ساعاتی پیش سقوط کرد.

به هر حال فراموش کرده ایم و سوالات زیادی هم وجود دارد.

پ.ن:

شاید بعضی ها بگویند بابا افغانستان به ما چه ؟؟  ما الان خودمان گرفتار انواع مشکلات و روزگار سیاه کرونایی هستیم! اما من می گویم جدا از تقسیمات استعماری که مرزبندی های ۱۵۰ سال اخیر را ایجاد کرده اند زبان و دین مشترک ما را با آنها پیوند می دهد. آنها بخشی از خراسان ایران بوده اند.

 

 

ما دیر رسیدیم ...

دوشنبه, ۴ مرداد ۱۴۰۰، ۰۸:۱۰ ب.ظ | | ۵ نظر

 

دلم می خواست در عصری بودیم

که بر گلُ شعرُ بوریا وُ زن ، سِتم نبود !

ولی افسوس !

ما دیر رسیدیم !

ما گل عشق را جستجو می کنیم،

در عصری که با عشق بیگانه است !

 

شعر از نزار قبانی (۱)

 

(۱) نزار قبانی شاعر سوری اصل متولد ۱۹۲۳ که در ۷۵ سالگی به دلیل بیماری قلبی چشم از جهان فروبست و به شاعر زن و عشق معروف می باشد.

قلب زخمی ...

يكشنبه, ۳ مرداد ۱۴۰۰، ۰۹:۲۵ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۴ نظر

 

دوباره تکرار شد !

این بار بهانه اش ٬ بهانه در بهانه بود ...

 

درد داشت ؟ ... نه !!

قلبم به درد آمد ...

 

سیب سرخ گونه هایم به کبودی زد

قطره اشکی آهسته غلطید ...

 

من هنوزم لبریز چشمهایش

اما او در اندیشه گسستن

 

 

یک شب در تهران

جمعه, ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۰۷ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۴ نظر

 

فیلم " یک شب در تهران " که با نام " بعد از تو " بصورت آنلاین اکراین شد به کارگردانی آقای فرهاد نجفی و محصول سال نود و هشت که بازیگر نقش اصلی آن مینا وحید در نقش لیلا است.

اگه بخواهم در مورد داستان فیلم بگویم و از طرفی قصه لو نره و جذابیتش هم کم نشود فیلم داستان زندگی لیلا در یک شب بارانی را روایت می کند.

فیلم نمایش بغض و خشم فرو خورده یک زن است .

زنی که برای گرفتن حقش در تقابل و مبارزه با دنیای پیرامونش هست.

اما به نظرم فیلم در نمایش جنبه انسانی قهرمانش ناکام بود.

                                        بعد از تو 1

فیلم تعلیق خوبی دارد چون کنجکاوی تماشاگر را حسابی برانگیخته و این کنجکاوی تا به انتهای فیلم همراه بیننده است.

در مورد داستان فیلم به نظرم سیر منطقی آنچنانی نداشت اما برای من جالب بود.

از همه مهمتر برای من پایان بندی درست و درمان فیلم بود که اگرچه تلخ بود ولی تکلیفش را با مخاطب در انتها روشن کرد و مانند اغلب فیلم های سالهای اخیر بیننده را با پایانی بی سر و ته و فلسفی گونه به حال خود در میان زمین و آسمان رها نکرد.

دیالوگ های فیلم به نظر من از نقاط قوت فیلم بود و من که خیلی دوستشان داشتم.

در کل من این فیلم را دوست داشتم شاید مقداری واقع گرایانه و ساختارشکانه به نظر می رسید ولی باید بگم به هر حال این موضوع سلیقه ای هست.

 

                                       بعد از تو 2

 

پ.ن

فیلم بعدی شنای پروانه ...

 

هیس !! ما مقصریم !!

جمعه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۹، ۱۰:۴۲ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۱۳ نظر

 

" به بهانه داغ شدن موضوع تجاوز در شبکه های اجنماعی "

 

در مورد این حرکت که تو شبکه های اجتماعی به راه افتاد و به قول ظریفی باعث شد تا بخشی از چرک تلنبار شده و ورم کرده در زیر پوست جامعه بیرون بریزد نقد هایی می شود مطرح کرد.

حالا اگه در این میانِ ادعاهای دروغین مطرح شود و آبروی فردی ریخته شود چی می شود ؟! اینجور افشاگری ها هم می تواند کارکرد مثبت داشته باشد و هم کارکرد منفی !