مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من


آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

اگر مطلبی را دوست داشتید حتما نظر بدهید.
ممنون می شوم که وقت می گذارید.

پربیننده ترین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوستالژی» ثبت شده است

چشم هایش

پنجشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ۰۵:۱۰ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۸ نظر

 

... معرفی کتاب ...

 

چند روزی هست که رمان  "چشمهایش" اثر بزرگ علوی * را تمام کرده ام.


وقتی تو کتاب فروشی دیدمش یک وسوسه عجیبی باعث شد برای مطالعه انتخابش کنم و راستش وقتی خریدمش هیچی از بزرگ علوی نمی دانستم !

                                  


کتاب از لحاظ قصه پردازی و داستان گویی خوب است و مطمئنا خواننده را تا پایان با خود همراه می کند.


رمان چشم هایش که در سال هزاز و سیصد سی و یک نوشته شده سبب مطرح شدن نویسنده اش شد در جایی بعدها خواندم جزوه رمان های جریان ساز و تاثیر گذار در زمان خودش بوده است.

 

نگاه چپ گرایانه و تفکرات احتمالا توده ای بزرگ علوی و نگاه سراسر منفی و سیاهنمایی هایش از سال های ابتدایی دهه بیست شمسی را اصلا دوست نداشتم چون ناشی از جهانبینی و تفکرات مارکسیستی دوره جوانی این نویسنده بود.

موضوع کتاب شخصیت خیالی از استاد کمال الملک است که در کتاب داستان دراماتیکش را به نام استاد ماکان پیگیری می کنیم.

مثل همیشه داستان را نمی خواهم لو بدهم که از جذابیت کتاب کم نکند ولی می توانم بگویم کتابی است که باید خوانده شود و ارزشهای نوشتاری و قصه گویی آنرا نباید فراموش کرد و در کل من ازش لذّت بردم.

 

لذت متن

 "  وقتی بازوی مرا با انگشتان بزرگ و نیرومندش گرفت ، گویی ناگهان هزاران سوزن به زخم های دل من زدند ... وقتی چشم به چشم هایش دوختم تمام شور و آتشی را که می گداخت و مرا داشت خاکستر می کرد ، چشیدم. دلم داشت از جا کنده می شد. آرزو می کردم به زبانی ، به نحوی که او بفهمد آنچه را در دل داشتم به او بگویم ...  "

 

 

سخن آخر اینکه این کتاب یک رمان ایرانیست با تمام جوانب خاص آن.

 

 

* بزرگ علوی نویسنده و فعال سیاسی ایرانی (سیزده بهمن هزاردویست هشتاد و پنج )  تا ( بیست و یک بهمن هفتاد و پنج )

برخی دیگر از آثار این نویسنده می توان به " گیله مرد " ، " پنجاه و سه نفر " ، " چمدان " و "موریانه " اشاره کنم .

 

بمب ، یک عاشقانه

سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۰۶ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۴ نظر

 

فیلم " بمب ، یک عاشقانه " دومین ساخته بلند پیمان معادی بعنوان کارگردان و نویسنده تا دلتان بخواهد نوستالژی دارد.

درامی با حال و هوای دهه شصت با ته مایعی از یک کمدی شیرین.

در فیلم دو داستان باهم پیش می روند یک سو عشق و دلدادگی عاطفی دو نوجوان که واقعا بازی ارشیا عبداللهی در اینجا به نقظه قوت مهم فیلم تبدیل شده و ای کاش فیلم داستان این دو بود تا ایرج و میترا !

و سوی دیگر تلاطمی که در زندگی ایرج و میترا وجود دارد .

 

                                      

 

به نظرم فیلم نامه در مورد روابط ایرج و میترا ضعف داشت چون خیلی علت و معلول ها درست و درمان پرداخته نشد بود و نامشخص .

 

                   

 

نقظه قوت فیلم همان عاشق رمانتیک و معصوم فیلم است که ما را تا به آخر با خود همراه می کند.

داشت یادم می رفت سیامک انصاری تو این فیلم نقش یک مدیر مدرسه تیپیکال را بازی میکنه از آن آدمهایی که این روزها بیشتر از دیروز هستند آدمهایی که بیش از اینکه باور داشته باشند ادا در می آورند و شاید دنبال منافعشان هستند.

یک سکانس جالب در مورد شعار « مرگ بر شوروی » دارد که طنز جالبی داشت.

مثل همیشه به اصل لو ندادن داستان فیلم وفادارم ...

و اما پایان فیلم هم مثل خیلی دیگه از فیلم های ایرانی این سال ها نامشخص و گنگ و به عهده ذهن تماشاچی واگذار می گردد.

 

پ.ن

  • نقد نویس نیستم فقط خواستم فیلمی که خوشم آمده بود را به اشتراک بزارم .
  • در کل دیدن این فیلم توصیه می شود اگه خواستید ببینید تو فیلمیو می توانید پیداش کنید.
  • فیلم های " آآآآدددددت نمی کنیم " ، " اتاق تاریک " و " جاده قدیم " را هم دیدم اما تاثیرشان طوری نبود که بخواهم براشون مطلب بنویسم.
  • و آخر اینکه مینی سریال خارجی "  گامبی وزیر " عالی بود حتما مطلب در موردش خواهم نوشت.