مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من


آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

اگر مطلبی را دوست داشتید حتما نظر بدهید.
ممنون می شوم که وقت می گذارید.

پربیننده ترین مطالب

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جشنواره فیلم فجر» ثبت شده است

متری شش و نیم !

جمعه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۴۶ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۴ نظر

 

 فکر نمیکردم از دیدن فیلم « متری شش و نیم» خوشم بیاد ، نمی دانم چرا در مقابل دیدنش مقاومت می کردم،داستانش را نمی دانستم اما همش فیلم « ابد و یک روز » برایم تداعی می شد که فکر کنم شاید به خاطر یکی بودن بازیگراش بود !

اما بر خلاف تصوّرم افسوس خوردم کاش این فیلم را در خود جشنواره و در سالن سینما دیده بودم .

 

            

فیلمی خوش ساخت از آقای روستایی (کارگردان) و بازی های خوب پیمان معادی و نوید محمد زاده و پر از دیالوگ های تامل برانگیز و شنیدنی، فیلمی که دیدن دوباره اش خالی از لطف نیست.

متری شش و نیم بر خلاف سنّت قدیمی سینمای ایران از قانون به مجرم می رسد و قهرمان از چارچوب قانونی اش خارج و فرمی ضد قانون به خود می گیرد.

ریتم فیلم خوب هست و بسیار خوش ساخت تر و مهیج تر از ابد و یک روز است.

این فیلم اجتماعی فیلمی نیست که با یکبار دیدن به راحتی از کنارش بگذری و ذهن بیننده را حسابی درگیر خودش می کند.

پس اگه ندیدید حتما توصیه می شود   ((-:

 

دیدن این فیلم جرم است !

دوشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۷، ۰۵:۱۰ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۳ نظر

نوشتن درباره این فیلم که توی جشنواره فیلم فجر دیدم حالا بعد از دو ، سه هفته شاید یک کم راحت تر باشه !

فیلمِ « دیدن این فیلم جرم است » اولین ساخته کارگردانش آقای رضا زهتابچیان است و با اینکه عنوان اولین فیلم را برای کارگردانش یدک می کشد به نظر من اثر قابل قبول و تاثیرگذاری از آب در آمده بود.

قصّه پرکششی داشت و من تا به آخر بر روی صندلی میخکوب شده بودم .

   

           

 

فیلم با صحنه تیکه اندازی چند دختر جوان و شُل حجاب به مرد میانسالی درون یک خودروی گران قیمت شروع شد اما چند لحظه بعد همان مرد به یک خانم محجبه ای که پشت چراغ قرمز در کنار خودرویش متوقف شد ، گیر داد ! ( اصلا این صحنه را نتوانستم هضم کنم )

در ادامه فردی که در صحنه های ابتدایی فیلم خود قربانی خشونت کلامی به نظر می رسید همان زن محجبه و چادری را به جرم اینکه سال ها پیش زنانی شبیه به او باعث مرگ همسرش شده اند به زیر مشت و لگد گرفت !

صحنه ای که در همان دقایق ابتدائی فیلم شوکه ام کرد اما فیلم داستان حجاب و حواشی آن یا داستان انتقام و عُقده های فروخفته نیست بلکه داستان آرمان های فراموش شده و آرمانخواهانی است که به افرادی محاسبه گر و سوداگرانی قهار مبدل گشته اند .

یکی از این آرمان ها که در طول فیلم ذهنم را درگیرکرد استقلال و موضوع نام آشنایی کاپیتولاسیون بود !

بهتر است بیش از این در مورد داستان فیلم نگویم چون فکر کنم جذابیت دیدن فیلم را کم کند .

در کل فیلم خوبی بود و از بازیگران شاخص آنچنانی در آن خبری نبود که شاید بشود گفت یکی از نقاط قوت فیلم از نظر من همان عدم حضور بازیگران شاخص و گران قیمت و توجه به داستان خوب بود.

لیندا کیانی هم در حد ۵ دقیقه در فیلم ظاهر شد .

 

            

 

از آن فیلم های سیاسی است که با هر نوع اعتقاد و مسلکی که آنرا ببینند مطمئنا ذهن بیننده را درگیر پیام هایش می کند.

پس توصیه میکنم فیلم را حتما ببینید !

سرخ پوست

چهارشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۲۰ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۸ نظر

دومین فیلمی که در جشنواره فیلم فجر سی هفتم موفق به دیدنش شدم « سرخ پوست » بود !

فیلم سرخ پوست ساخنه آقای نیما جاویدی فیلمی قصه گو با داستانی روان و فاقد هرگونه پیچیدگی های معمول بود.

شروع خوبی داشت اما پایان فیلم را من در نیمه نخست فیلم حدس زدم .

بار اصلی فیلم بر روی دوش نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار بود.

 

         

 

        

نوید محمدزاده با کارکتر متفاوتی از آنچه از او سراغ داریم در این فیلم ظاهر شده بود که نکته جذاب فیلم از لحاظ من بود.

طراحی لباس خوب و طراحی صحنه بد نبود و از وسایلی که در سال وقوع داستان فیلم وجود نداشتند استفاده شده بود تو همه اینها تلویزیون مبلی و آنتن دهه شصتی آن و پخش تبلیغش خیلی تو ذوق می خورد.

تغییر رفتار قهرمان فیلم در پایان آن به یکباره و بی منطق می نمود ...

بهتر بود این فیلم را در شبکه نمایش خانگی می دیدم تا تو سینما !!

 

پ.ن : این نقد فیلم نیست چون در تخصص من نیست بلکه حس و حال و ارزیابی من پس دیدن فیلم است.
 

زهر مار

دوشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۵:۲۵ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۸ نظر

  امسال خیلی غیر منتظره و شانسی موفق شدم برای اولین بار فیلم های جشنواره فیلم فجر ( جشنواره سی هفتم ) را در زمان برگزاری خود جشنواره ببینم !

چهار فیلمی که دیدم و به مرور در موردش خواهم گفت :

زهر مار ( کارگردان سید جواد رضوی )

دیدن این فیلم جرم است ( کارگردان رضا زهتابچیان  )

سرخ پوست ( کارگردان  نیما جاویدی )

رد خون ( کارگردان  محمد حسین مهدویان ) 

 

        

 

و اما زهرمار که یک درام اجنماعی با مایه هایی از طنز و شوخی است.

ماجرای فیلم درباره یک مداح و یک فروشنده مواد می باشد که در طی داستان در کنار یکدیگر قرار می گیرند یک فیلم فارسی با همه مولفه هایش که شما را تا آخر فیلم با خود همراه می کند.

بهتر است بیشتر از این در مورد داستان نگویم تا اگه فیلم را دیدید جذابیت تماشای آن حفظ شود.

بازی سیامک انصاری مثل همیشه دیدنی و جذاب است و البته شبنم مقدمی بازیگر مقابل او بسیار خوب از عهده نقشش برآمده است.

در این فیلم شقایق فرهانی و برزو ارجمند هم نقش ایفا می کنند.

        

نقش اصلی فیلم یعنی حشمت از نظر من صادق و راستگو بود اما آدم هایی که اورا احاطه کرده بودند افراد ناسالم با انگیزه های مشکوک بودند.

سوژه فیلم تکراری است همان آدم های مذهبی ریاکار سال های اخیر که زیاد دیده ایم ...

به هر حال دیدن این فیلم با اینکه ممکنه سطحی و مبتذل به نظر بیاید خالی از لطف نیست .

 

پ.ن : این نقد فیلم نیست چون در تخصص من نیست بلکه حس و حال و ارزیابی من پس دیدن فیلم است.