مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من


آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

اگر مطلبی را دوست داشتید حتما نظر بدهید.
ممنون می شوم که وقت می گذارید.

پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رمان ایرانی» ثبت شده است

اسم تمام مردهای تهران علیرضاست !!

شنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۹:۴۹ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۸ نظر

 

... پیشنهاد کتاب ...

 

این رمان داستان زن و شوهری جوان است. داستان پریسا ایده آل گرا ، رویایی و خیال پرداز و علیرضایی که ظاهر جذابی ندارد با موهایی کم پشت و قدی نسبتا کوتاه که زندگی کلیشه ای دارد و مدام در حال سیگار کشیدن می باشد.

دنیای درون رمان از آمیختگی رئالیسم(۱) و فانتزی شکل گرفته است.

پریسا خود به دنبال تغییر در ظاهر و زندگی خویش است و در این راه می خواهد علیرضا را نیز مطابق میل و سلیقه خویش بازتولید کند!!

در این راه چاره ای جز تکثیر علیرضا در نسخه های دلخواه خودش ندارد تا به آرزوی خودش برسد!

داستان از نثری ساده و روان برخوردار است و در آن امید و ناامیدی و همچنین رنج و شادی موج می زند.

نویسنده آفریننده پریسا است و پریسا علیرضاهای دیگر را بوجود می آورد و علیرضایی هم پریسا های دیگر را ...

شاید نویسنده می خواسته بگوید: " کمال معشوق در بینش و شکوه نگاه عاشق است. "

نویسنده (۲) در جایی در مورد نام رمانش می گوید :

 

مطمئن هستم این بهترین نامی است که برای کتابم انتخاب کرده ام فقط گاهی وسوسه می‌شدم نام کتاب را بگذارم:اسم تمام زن‌های تهران علیرضاست. اما بعد به کل پشیمان شدم و همین نام را به طور قطع انتخاب کردم.

 

و در جایی دیگر در مورد رمان می گوید :

 

این کتاب بازتاب دهنده نگاه من به زندگی و روابط انسانی است. ارتباط ما با هر انسانی خواه ‌ناخواه بر زندگی او و خود ما تاثیر می‌گذارد. ما بی‌آن‌که بدانیم از افکار و اعمال دیگران ساخته شده‌ایم و بر مسیر زندگی انسان‌های بی‌شمار دیگری تاثیر می‌گذاریم. زندگی شباهت زیادی به یک میز بیلیارد بسیار بزرگ دارد. ضربه‌ای که به یک توپ وارد می‌شود ممکن است مستقیم به توپ دیگری نخورد اما غیر مستقیم مسیر حرکت او را تغییر می‌دهد. در این رمان تلاش کرده‌ام پیچیدگی روابط انسانی و بازتاب‌های آن را بر دنیای پنهان و درونی آدم‌ها نشان دهم.

 

به هر حال اگه دوست داشتید بخوانیدش رمان کم حجم و خوش خوانی از کتاب های قفسه آبی نشر چشمه و در ۱۴۵ صفحه  می باشد.

در فیدیبو هم می توانید پیدایش کنید.

 

                                         

 

 

(۱) واقع گرایی

(۲) علیرضا محمودی ایرانمهر متولد ۱۳۵۳ در مشهد منتقد و داستانویس و فیلنامه نویس می باشد از آثارش در زمینه فیلم نامه نویسی به فیلم های دل خون و دلداده می توان اشاره کرد.

 

پ.ن

(۱) این علیرضا با آقای شوهر جان این ضعیفه خدای ناکرده اشتباه نشود (((-:

(۲) این روزها همزمان کتاب صوتی " سال بلوا " و " دوباره فکر کن"  را هم دارم گوش می دهم که ان شاالله هر وقت تمام شد در موردشان خواهم نوشت.

شاه ... تهران ۱۲۹۸ ... شیراز ۱۳۵۰

چهارشنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ۰۷:۱۰ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۳ نظر

 

... معرفی کتاب ...

 

عاشق تاریخ و روایت های تاریخی هستم اما راستش تا حالا تجربه خواندن کتابها و داستانهایی را نداشتم که با دستکاری در رویدادهای گذشته آنرا طور دیگر روایت می کنند .

رمان  شاه   ۱۲۹۸ تهران ، ۱۳۵۰ شیراز  اولین اثر حنانه سلطانی حرکت جسورانه ای در تغییر رویدادهای تاریخی و ساختن قصه ای جدید از آن بود.

حنانه سلطانی به شکل جذابی علیه تاریخ دست به کار شده است و داستانش از تعلیق و کشش خوبی برخوردار است.

این کتاب هم از مجموعه کتابهای قفسه آبی ( قصه گو و جریان محور ) نشر چشمه و نسبتا کم حجم در حدود ۱۴۷ صفحه است.

در مورد داستانش فقط اشاره کنم که در این کتاب در طی جشن های دو هزار و پانصد ساله شاه ترور می شود !

راوی داستان در واقع تصویربردار فیلم مستندی است که قرار است راوی این جشن ها باشد.

ناگهان هم چیز بهم می ریزد و شاه به قتل می رسد و لذت کشف ماجرا باشد در فضایی توطئه آمیز همراه با نام هایی آشنا و خیالی اگر کتاب را خواندید.

 

                                      

 

کتاب را با اینکه اولین اثر نویسنده اش بود دوست داشتم و از خواندنش لذت بردم در آخر با اینکه روایتی ضد تاریخی داشت اما کنایه ای به واقعیت هم در آن وجود داشت.

چشم هایش

پنجشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ۰۵:۱۰ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۸ نظر

 

... معرفی کتاب ...

 

چند روزی هست که رمان  "چشمهایش" اثر بزرگ علوی * را تمام کرده ام.


وقتی تو کتاب فروشی دیدمش یک وسوسه عجیبی باعث شد برای مطالعه انتخابش کنم و راستش وقتی خریدمش هیچی از بزرگ علوی نمی دانستم !

                                  


کتاب از لحاظ قصه پردازی و داستان گویی خوب است و مطمئنا خواننده را تا پایان با خود همراه می کند.


رمان چشم هایش که در سال هزاز و سیصد سی و یک نوشته شده سبب مطرح شدن نویسنده اش شد در جایی بعدها خواندم جزوه رمان های جریان ساز و تاثیر گذار در زمان خودش بوده است.

 

نگاه چپ گرایانه و تفکرات احتمالا توده ای بزرگ علوی و نگاه سراسر منفی و سیاهنمایی هایش از سال های ابتدایی دهه بیست شمسی را اصلا دوست نداشتم چون ناشی از جهانبینی و تفکرات مارکسیستی دوره جوانی این نویسنده بود.

موضوع کتاب شخصیت خیالی از استاد کمال الملک است که در کتاب داستان دراماتیکش را به نام استاد ماکان پیگیری می کنیم.

مثل همیشه داستان را نمی خواهم لو بدهم که از جذابیت کتاب کم نکند ولی می توانم بگویم کتابی است که باید خوانده شود و ارزشهای نوشتاری و قصه گویی آنرا نباید فراموش کرد و در کل من ازش لذّت بردم.

 

لذت متن

 "  وقتی بازوی مرا با انگشتان بزرگ و نیرومندش گرفت ، گویی ناگهان هزاران سوزن به زخم های دل من زدند ... وقتی چشم به چشم هایش دوختم تمام شور و آتشی را که می گداخت و مرا داشت خاکستر می کرد ، چشیدم. دلم داشت از جا کنده می شد. آرزو می کردم به زبانی ، به نحوی که او بفهمد آنچه را در دل داشتم به او بگویم ...  "

 

 

سخن آخر اینکه این کتاب یک رمان ایرانیست با تمام جوانب خاص آن.

 

 

* بزرگ علوی نویسنده و فعال سیاسی ایرانی (سیزده بهمن هزاردویست هشتاد و پنج )  تا ( بیست و یک بهمن هفتاد و پنج )

برخی دیگر از آثار این نویسنده می توان به " گیله مرد " ، " پنجاه و سه نفر " ، " چمدان " و "موریانه " اشاره کنم .