مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من

وقتی چترت ، خداست ؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد

مخروط ناقص مشکی من


آنقدر

پنجره ها را به روی هم بستیم

که تنهایی ، باورمان شد

همین است که به هر پنجره باز

دل می بندیم .



-----------------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

اگر مطلبی را دوست داشتید حتما نظر بدهید.
ممنون می شوم که وقت می گذارید.

پربیننده ترین مطالب

۱۱ مطلب با موضوع «متفرقه های من» ثبت شده است

به یک چالش دعوتم !

دوشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۱۰ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۶ نظر

 

این چند روز فرصتی شد تا هم یک کتاب که خوانده بودم معرفی کنم و هم یک روزانه نوشت داشته باشم و هم یک مطلب در مورد مناظره انتخاباتی کار کنم !

حالا اگه گفتید نوبت چیه ؟؟

دعوت خودم به یک چالش smiley

دیدم بعضی وبلاگ ها چالش محتویات کیفشون را به دعوت دوستانشون انجام دادند من هم چون دیدم حالا ممکنه دیگه بعدا وقت نکنم قبل از اینکه منتظر دعوت بشوم برای اولین بار به دعوت خودم تو این چالش شرکت کردم wink

 

این هم محتویات کیفم :

 

 

روزهای پاییزی کوتاه هستند !

سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ۱۱:۵۹ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۳ نظر

به حساب لوس بازی که این روزها تو بعضی از وبلاگ ها مد شده نگذارید ولی راستش تصمیم داشتم فعلا نباشم !

خخخخخخ اما هستم 😁

دلیلش هم این هست که خیلی وقت کم می آورم اصلا نمی دانم چرا نیمه دوم سال عقربه های ساعت چهار نعل می تازند و چون هر روز خدا من از همه کارها و برنامه های روزانه ام  عقب هستم راستش ترجیح می دهم آنها را در اولویت داشته باشم .

کارهای خانه هر چه می گذرد برایم سنگین تر می شوند و اصلا به کارها یی که دوست دارم نمی رسم که یکیش همین جا است !

کرونای موذی افسار گسیخته و تهاجمی تر از دیروز در شهر غوغا می کند و جالب اینکه کسانی که دستی بر آمار و ارقام دارند خواهان تعطیلی اجباری و قهری تهران هستند ولی مجریان امر گوششان سنگین و کر هست و از آن بدتر مطالبه عمومی هم وجود ندارد و ظاهرا خیلی ها تصورشان این است که مرگ فقط برای همسایه است !

لحظه هایی هست که می خواهم دست بندازم و ماسک روی صورتم را پاره کنم چون واقعا حالت خفگی بهم دست می دهد و از شانس بد تمام تایم کاری باید ماسک داشته باشیم کاش یکی می گفت کی تمام میشود ؟؟؟

بخاطر این ویروس جهنمی و گرانی هر روز باید هر جوری شده غذا درست کنم قبلا یک موقع هایی می شد از بیرون یک چیزهایی گرفت اما الان هم خیلی گران شده و هم خوب رسیکش بالا است.

بدتر از آن شستن روزانه لباس های بیرون از خانه است که من و همسرم هر روز سر شستن شلوارش بگو مگو داریم و بیچاره ماشین لباسشویمان که ناله اش صدای همه همسایه ها را درآورده!

از همه بدتر این وسواس که  به هرچی دست می زنم  باید بعدش دستام را ضد عفونی کنم...

خیلی از این شاخه به اون شاخه رفتم ... بگذریم ...

در دنیایی که می گویند طوفانی در غربی ترین نقطه ممکن است ناشی از بال زدن پروانه ای در شرقی ترین نقطه اش باشد من چگونه باور کنم که آمدن فلان آقا نمی تواند در وضعیت این روزهایمان بی تاثیر باشد گرچه نقش اعمال و تصمیمات تصمیم گیران و کنشگران داخلی را نیز نمی توان منکر شد.

حرف زیاد است اما بماند ...

 

 

 

 

 

سیاه چاله

جمعه, ۲۷ تیر ۱۳۹۹، ۱۰:۰۹ ق.ظ | سارا سماواتی منفرد

 

روز به شب میرسد و شب به روز

احساس خالی می شود از احساس

خشم طغیان نمی کند

اشک فرار نمی کند از کاسه چشم

خنده روی لب نمی نشیند

خاطرات شیرین تلخ می شود

خاطرات تلخ ، شیرین

خواب پر از هواست

مرگ زنده می شود

و زندگی می میرد

و این من ... !

و این سیاه چال من بی من می شود .

 

پ.ن

پس کی از دست کرونا خلاص می شویم ؟ احساس می کنم تیرگی ها و اندوه دلتنگی اطرافم دو چندان شده و قدرت تحرک ندارم .

 

شهامت فکری

پنجشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۱۵ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۵ نظر

 

یکی از تعاریف شهامت غیر از نترس بودن می تواند این باشد که آنچه را امروز حقیقتش می خوانیم، وقتی که فردای زمانه خطا و اشتباه بودنش را آشکار نمود ما جسارت پذیرشش را داشته باشیم.

این جسارت پذیرش اشتباه فکری و معرفتی دست کمی از شجاعت و نترسی رفتاری ندارد ، شجاعتی که مطمئنا به همه نمی دهند !!

لا تعجیل ...

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۸، ۰۹:۱۵ ق.ظ |

 

 

بانگ آمد چه میدوی ؟؟   ... بنگر !!

 

 

 

 

سردار آرامش

جمعه, ۱۳ دی ۱۳۹۸، ۱۱:۳۰ ب.ظ | سارا سماواتی منفرد | ۵ نظر

چه صبح تلخی بود امروز ...

باورش سخت بود و من همچنان گیج و مبهوت هستم ...

هنوز خبر شهادت سردار امنیت و آرامش را نمی خواهم باور کنم

اما چه کنم که باید باور کنم ...

شهادت هنر مردان بزرگ است ...

مردان بزرگ ...

تسلیت به ایران ...

تسلیت ...